دربارى را مأمور تميز كردن آن كرده بود ، اشعار ديگرى ساخته و در افواه انداخته بودند .
مضمون اين اشعار قابل ذكر نيست ، خلاصهء آن اين بود كه پاك كردن كثافتكارى نورچشمى را بهركس تكليف كردند ، با جملهء به من چه ؟ از خود رد كرده و آخرش اينطور ختم مىشود كه :
حالا كه حكم شاه و زور است * لايق ريش . . . حضور است
كه براى احترام بازماندگان اين نيمچه وزير دربارى از ذكر تمام لقب او خوددارى شده است .
معتمد الدوله فرهاد ميرزا از آن شاه وارثهاى كلاسيك بود كه براى حفظ مقام خود بمقام سلطنت خيلى اهميت ميداد و در شاهزادگى كمىوبيشى سن را خيلى طرف توجه قرار نميداد ، ببچه كوچكهاى شاه هم مثل بزرگهاى آنها احترام زياد ميگذاشت . روزى نزد برادرزادهء تاجدار خود ميرفت ، در باغ بچهاى را ديد كه بغل لله و در حولوحوش او جماعتى هستند و احتراماتى نسبت به اين بچه ميكنند كه جز دربارهء پسرهاى شاه معمول نيست ، شاهزاده دستها را از آستين جبه بيرون آورده و احترام كلاسيك خود را معمول داشت .
بعد كه به منزل برگشت و معلوم كرد كه به اين پسر گروسى بوده است كه احترامات سلطنتى را به عمل آورده ، بقدرى متأثر شد كه عريضهاى بناصر الدين شاه نوشت كه مرحمت شاه نسبت بافراد هرقدر زياد باشد ، حفظ ظاهر حد آن را معين مىكند . مناسب است امر فرمايند ظاهر را محفوظ دارند تا لامحاله سايرين بخصوص اشخاص محترم باشتباه نيفتند .
شاه جواب شاهزاده عمو را فقط بآيهء
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ »
كه در بالاى عريضهء او نوشت اكتفاء نمود . معتمد الدوله جواب ذو الوجهين را كه هم خواست خدا و هم تمايل سايهء خدا را به او حالى ميكرد خورد و تحليل برد .
بنائى خانه
ميدانيم بناى سمت مغرب حياط اندرون عقب خانههاى مسكونى ما تا نصفهء حياط بيشتر نبوده و باقى زمين آن تا كوچهء طويلهء سرخانه - هاى همسايه بود . ميرزا مهدى پيشخدمت خوئى دو سه سال پيش مرحوم و اين خانهها بين چهار پسرش تقسيم و طويلهء سرخانه طرف حاجت آنها نبود و ميخواستند بفروشند . پدرم مشترى شده و اين طويله را خريده با خراب كردن آن و آشپزخانه و انبار سابق زمينى به طول سى و عرض پنج ذرع در سمت مغرب حياط ايجاد شد كه شش هفت ذرع از طول آن در غلاف عمارت سمت شمال و باقى آن در جبههء حياط واقع ميگرديد . در قسمت غلاف يك آشپزخانهء مفصل با دو طاق گنبدى و بعد از آن در قسمت جبههء حياط يك راهرو و بعد از آن يك اطاق و پس از آن يك راهرو و بعد از آن يك اطاق هفت ذرعى و بعد از آن قرينهء راهرو دوم ، يك صندوقخانه و بالاخره يك اطاق ديگر نظير اطاق اول و در آخر هم يك راهرو قرينهء راهرو اول ، طرحريزى كردند . راهرو اول بعد از ورود بمطبخ ، پلكان پائينرو شده بپاشير آبانبارى كه زير اطاق اول ساخته شده بود منتهى ميگرديد . زير راهرو دوم و اطاق وسط و صندوقخانه و اطاق آخر هم خالى بود و زير راهرو بين دو اطاق ، صندوقخانهاى به جهت زيرزمين بزرگ وسط و زير صندوقخانه ، راهرو اين زيرزمين و زيرزمين زير اطاق