عين الدوله نصف سرتاسر شمال خيابان برق را گرفته و حتى مقدارى از اراضى سمت شرق خيابان عين الدوله هم از توابع آن بشمار ميآمد و حد شمالى آن تا خيابان ژاله امروز امتداد داشت . عبد الحسين خان قاجار فخر الملك پسر خان بابا خان سردار ، بانى باغ و قنات ، بعد از بزرگ شدن شهر قنات را بساعت در گردش هفت بر زمين باغ تقسيم و هر يكى دو ساعت آب قنات را به چند هزار ذرع زمين تخصيص داد و آب و زمين را بكسانيكه ميخواستند خانهء جديد بسازند فروخت . البته زودتر از همه اراضى وصل به شهر قديم فروش رفت .
از جمله پدرم چهار هزار ذرع از اين اراضى در نزديك پيچ خيابان برق و خيابان رى امروزه خريدارى كرده ، طرح عمارت و باغچهاى ريخته بود . شايد طرح اين خانه و باغچه از جهت مجاورت با خانه و باغچهء ميرزا شفيع خان برادرزاده و دامادش بوده كه تشويق او هم در اين عمل بيدخل نبوده است ؟
من از تاريخ شروع ساختمان اين باغ و ابنيهء آن اطلاعى ندارم فقط از وقتى كه راه و پاى بيرون پيدا كرده بودم ، براى تماشا و گردش به اين عمارت و اين باغ ميرفتم . اول توتفرنگى كه در آنوقت تازه در تهران باب شده بود و همچنين اول تربچه قرمزيرا كه خوردهام ، مشهدى ابن على ، باغبان ريشپهن نطنزى با قباى كرباس بغل بنددار پنبه دوزى شدهء خود ، در كردهاى اين باغ به عمل آورده بود . اين چهار هزار ذرع زمين را دو قسمت كرده قسمت سمت خيابان آن را براى بنا و قسمت عقب آن را باغچه كرده بودند .
قسمتيرا كه براى بنا تخصيص داده بودند ، به چهار قسمت كرده يك هشت در وسط و در سمت مغرب آن يك حياط آشپزخانهء وسيع كه دو اطاق سمت شمال كه درهاى آن رو به زمين عمارت بيرونى باز ميشد ساخته بودند . سمت مشرق هشت ، راهروى بود كه باندرون اول و از اندرون اول باندرون دوم ميرفت . بناى حياط آشپزخانه تمام و دروپيكر هم پيدا كرده بود ، بناى دو اندرون در دست ساختمان و طرح بناى بيرونى را هنوز نريخته و زمين بياض بود كه محل خاكهاى زيادى و مصالح و گچكوبى بناهاى دست ساختمان و پيدا بود كه به اين زودى خيال ساختن بيرونى را ندارند .
طرز ساختمان اين دو حياط تقريبا همان طرز ساختمان بيرونى بزرگ خانههاى مسكونى ماست ، يك ارسى سهدهنه و دو در و دو اطاق گوشوار در طرفين ، بناى سمت شمال را تشكيل ميدهد و سمت مغرب يك سهقسمتى است . زير تالار سمت شمال هم زيرزمينى ساختهاند و اين تالار و زيرزمين هم البته دوروست كه بوسيلهء در پنجرههاى هلالى از حياط عقب هم نور ميگيرد . سمت شرق هم يك رشته بناى تنكهسازى دارد كه اطاق خدمتكار و انبار و غيره است .
حياط عقب هم تقريبا به همين طرز و پيداست كه براى دو نفر كه بيرونى و آشپزخانهء مشترك داشته باشند ، ساخته شده است و به همين جهت تصور ميكردند كه اين خانه و باغچه را پدرم براى من و برادرم آقاى فتح اللّه مستوفى ميسازد و شايد پربيراه هم فكر نميكردند و
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٢٥٨