نشسته بوده است ميايستند . ميرزا على ، كهنه اصفهانى ، مخصوصا روزى را براى اين كار انتخاب كرده بوده است كه در از تو بسته بوده و ميرزا كسى را نميپذيرفته است . ميدانيم همين ايستادن اين چهار نفر در مقابل در اطاق ميرزا و مزاحمت نظرى آنها كافى بوده است كه مقدمات تشنجات عصبى را در او ايجاد كند . ميرزا كه سر از روى صفحهء مشق خود برداشته ميبيند ميرزا على هم در جزو اين بىادبها كه بر خلاف قواعد تشريفاتى دربار او قيام كردهاند هست و با بفرمائيدهاى خود بهمراهان تكليف مىكند كه از همان در وارد اطاق شوند و آنها هم جسارت كرده از همان در داخل شدند و شايد عباى محرر ، كاغذهاى روى ميز جلو ميرزا را هم درهم و برهم كرد ، ديگر تاب نياورده فحاشى را بميرزا على شروع و با جملهء « اين پدرسوختهها ديگر كيند همرات آوردى ؟ » هم سابقه داشتن ميرزا على را با خود و هم ديوانگى خويش را كاملا واضح مىكند . ميرزا على جواب ميگويد « چون شما كسالت داريد آقاى حاجى ملا ميرزا محمد مجتهد اين آقايان را فرستادهاند كه اثاثيهء شما را قيمت كنيم و صورت برداشته و شما را باصفهان بفرستيم » ميرزا هزار فحش به آن كسىكه ميگويد او كسالت دارد و بيشتر از آن را نثار حاجى ملا ميرزا محمد كرد و اگر ترديدى در ديوانگى او بود كاملا رفع شد . ميرزا على هى دودستى توى سر خود ميزد و از محرر عذر ميخواست و آهسته ميگفت « ليس على المجنون حرج ! » ملاى محرر هم با حال تأثر در اين ديوانه مينگريست و لا حول ميگفت .
بالاخره ميرزا على به محرر گفت « اگر تا شام هم به همين حالت بايستيم آرام نخواهد گرفت ، به كار خود مشغول شويم » در گوشهء اطاق صندوقى بود كه تمام نفائس حرفهاى ميرزا در آن صندوق محفوظ بود . ميرزا على صحاف درجهء علاقهء ميرزا را بمحتويات آن صندوق خوب ميدانست و چون اكثر قطعات خطوط استادان سلف در اين خزانه مضبوط و خود آنها را چسبانده و جدولكشى و يا اصلاح كرده بود شناسائى كاملى بجزئيات آنها داشت ، به سمت اين صندوق كشاله كرد . همين كه ميرزا مقصود او را دانست از جا برخاست و از گشودن در صندوق مانع شد . محرر بفراشها نهيب زده آنها دستهاى ميرزا را گرفته در گوشهاى توقيفش كردند . صحاف در صندوق را بلند كرد و يكى از بهترين قطعات خزانهء ميرزا را بيرون آورده با فشار لب زيرين بلب بالا و تكان دادن سر گفت « اگر آدم عاقل باشد اين صفحهء كاغذ بىقيمت را روى اين مقوا ميچسباند ؟ نگاه كنيد چه خرجى متحمل شده و چه جدول كشى قشنگى در دورهء آن كردهاند ؟ لا إله الا اللّه ببينيد چه طلااندازى لاى خطها كردهاند ، دندانموشيهاى دورهء طلااندازيرا تماشا كنيد ، چقدر ظريف ساختهاند ، يقينا بيست سى تا صاحبقران خرج اين خط ناقابل كرده است ! ! ولى حيف از اين خرج كه بهدر رفته ، خوب ممكن است كسى طالب آن شده ، قطعهء خط خوبى كه به همين اندازه باشد پيدا كرده روى آن بچسباند ، اين قطعه را دو قران قيمت بنويسيد . ميرزا در حالىكه دستش را فراشها گرفته بودند ، تلاش ميكرد كه خود را رها كرده جلو بيايد ولى نميتوانست .
باوجوداين وقتىكه اين بيانات ميرزا على را شنيد گفت « پدسّوخته من اين قطعه را با خراج بيست سال همهء انگلستون عوض نميكونم ! اين ياوهها چيست كو ميگوئى ؟ » ميرزا على بقطعهء ديگر پرداخت و براى آن شرحى نظير قطعهء اول گفت و ميرزا اين قطعه را با كوه
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٢٥٤