ادب مخصوصى داشت . تخلف از اين تشريفات را ميرزا از هيچ وارد و شاگردى ولو دفعهء اول ورود هم كه بود نميپذيرفت . به همين جهت اشخاصى كه براى دفعهء اول ميخواستند به اين دربار بروند تنها نميرفتند . شاگردى كه قبلا پذيرفته شده بود بايد تشريفات ورود و طرز نشست و برخاست را از پيشقدمهاى خود بياموزد و زير چاق كند « 1 » كه سبب تغير ميرزا نشود .
زيرا جزئى تخلف كافى بود كه بدون هيچ رودربايستى مورد طرد و محروم ماندن از استفادهء تعليم و حتى شنيدن لچر از ميرزا بشود . ميرزا تا درجهء جنون علاقه بحفظ اين تشريفات داشته و با كمال استبداد اجراى آن را بر كسانى كه با او سروكار داشتند تحميل ميكرده است .
استهلال شب اول رمضان مستحب مؤكد است و ميگويند ماه رمضان را بايد بشمشير ديد . شب اول رمضانى ، ميرزا شمشيرى پيدا كرده به بام بالاخانه برآمد و دست بقبضه به آسمان نگاه ميكرد كه به مجرد پيدا كردن ماه فورا شمشير را از غلاف كشيده ماه را بشمشير ببيند .
چند نفر شاگرد تاجر كه شايد راجع بشبنشينى شب اول ماه با هم مذاكرهاى داشتند و در صحن كاروانسرا گرد هم جمع شده بودند ، متوجه ميرزا شدند . ميرزا چشمش كه به ماه افتاد خواست شمشير را با عجله از غلاف بيرون بكشد ، نصف شمشير بيرون آمده بود كه يكى از اين بچهتاجرها شيشكى « 2 » غرائى مايه گذاشت . ميرزا دستش بشمشير خشك شده كار خود را فراموش كرد و از بالاى بام بناى پرخاش و فحاشى گذاشت و در جواب ، يك شيشكى دستهجمعى دريافت كرد . ميرزا از حال طبيعى بالمره خارج بود ، باقيماندهء شمشير را از غلاف بيرون كشيده به سمت پلهها دويد . يكى از بچهها زودتر از ميرزا خود را بدر بام رسانده در را بست . ميرزا به بام برگشته نوك شمشير را بسينهء عريان خود نزديك كرد و ببچهها گفت « پدرسوختهها ! حروم پيشهها ! يا در وا كونين يا الان خودمو ميكشم » بچهها اينبار در جواب هرهء خنده و هورا بضميمهء شيشكيهاى دراز تحويل دادند . بطورى ميرزا از حال طبيعى خارج بود كه اگر دالاندار متوجه نشده و جمعيت بچهها را متفرق نكرده و در بام را به روى ميرزا نميگشود شايد ميرزا انتحار ميكرد و يا خود را از بالاى بام طبقهء دوم بصحن كاروانسرا ميافكند .
صحافى اصفهانى بود باسم ميرزا على كه ميرزا حوائج شغلى خود را بوسيلهء او انجام ميكرد . مثل ميرزاى كلهر با سيد لطفعلى ، ميرزا هم با اين ميرزا على شوخى زياد ميكرد بدرجهاى كه محال بود اسم ميرزا على را ببرد و مانند ميدانكهنهاىهاى اصفهان كه هميشه صفت را قبل از موصوف مياورند ، صفت « پدسّوخته » را جلو اسم او نگذارد . ميرزا على هم
هامش
( 1 ) - با تمرين و دقت و ممارست كارى را فراگرفتن و در آن مسلط شدن
( 2 ) - بيرون آوردن زبان از ميان دو لب و فشار آوردن لبها براى بيرون دادن باد با فشار از اطراف زبان بطوريكه صدائى شبيه بصداى مخالف ايجاد كند ، شيشكى موسوم است . شيشكى در حقيقت بدل صداى مخالف مىباشد و به همين جهت كسانى كه نخواهند شيشكى ببندند و بخواهند بجاى آن لفظى استعمال كنند نام اصلى صداى مخالف را با افزودن كلمه « اى » . . . در جلوى آن به كار ميبندند . معنى اين جمله هم اينست كه جاى يك صداى مخالف در مقابل اين رفتار خالى است .