كتابهائى كه با مركب چاپ نوشته است يكى مخزن الانشاء است كه بدستور و خرج حاجى مير محمد صادق خوانسارى چاپ شده و در جمعآورى مراسلات اين كتاب سليقهء خود ميرزا هم مداخله داشته است . ديگرى سفرنامههاى سفر دوم مشهد ناصر الدين شاه است كه يكى را در راه مينوشته و چاپ ميكردهاند و دومى در 1306 در تهران چاپ شده و بالاخره روزنامه شرف و چند كتاب كوچك ديگر است .
امروز شيوهء او در نستعليق از شيوهء ميرعماد جلو افتاده و تمام گراورهاى نستعليق از روى خط اوست كه خطاطهاى بعد از روى كتب چاپى خط او اقتباس كردهاند . عماد الكتاب يكى از وسائل انتشار اين شيوه بود كه بااينكه نزد ميرزاى كلهر شاگردى نكرده بود ، بوسيلهء همين كتب چاپى شيوهء او را اخذ كرده بود و خوب مينوشت . ميرزا زين العابدين شريف قزوينى ملك الخطاطين يكى از شاگردهاى ميرزا بود كه هم مشق ميداد و هم كتابت ميكرد . ديگر از شاگردهاى مشاق و خطاط او سيد محمود معروف بصدر الكتاب بود ولى اين دو نفر بااينكه از شاگردان ميرزا بودند باندازهء عماد الكتاب موجب انتشار شيوهء او نشده به خوبى او ننوشتهاند .
ايرانيها بعد از آنكه از تحت حكومت عرب خود را نيمهعرب خلاص كردند ، چون خط قديم را بالمره فراموش كرده بودند ، در همان خط عربى سليقههاى صنعتى خود را وارد كردند و در اين صنعت هم مثل اكثر علوم و صنايع اسلامى از همهء ملل اسلام جلو افتادند .
خط ثلث را براى كتيبهنويسى و نسخ را براى كتابت و تعليق را براى فرامين و احكام و رقاع را براى رقعهنويسى و طغرا را براى عنوان و سرفصلنويسى اختراع كردند و ساير ملل اسلامى هم به آنها تأسى جستند . پدران ما فقط باينكه استاد خطوط مسلمانى باشند قناعت نكردند و بفكر افتادند كه براى نوشتن فارسى خط خاصى داشته باشند . بالاخره موفق باختراع خط نستعليق كه از نسخ و تعليق مركب است شدند و براى رقعهنويسى خط شكستهنستعليق را اختراع و اختيار كردند . مثل همهچيز خط نستعليق هم در ابتداى اختراعش قواعد مضبوط معينى نداشت . مير على كاتب هروى معاصر شاه عباس صفوى ، استاد مير عماد ، قواعدى براى آن نوشت و ميرعماد آن قواعد را اخذ و سليقههاى خاصى بر آن اضافه كرد و رسالهاى باسم آداب المشق نوشت و قواعد خط نستعليق را مضبوط كرد . از آن زمان ببعد خطاطى نستعليق هم يكى از شعب صنايع ظريفه گرديد ولى هيچكس سليقهء تازهاى در اين خط وارد نكرد و همگى از روى خطوط ميرعماد مشق ميكردند .
ميرزا رضاى كلهر همان اصول ميرعمادى را تعقيب كرد ولى سليقههائى در كوتاه كردن مدها و كوچك كردن و ظريف كردن دوائر و همچنين تغييراتى در ساير تركيبات حروف در اين خط وارد كرد . البته عمومى شدن اسلوب جديد كار آسانى نبود زيرا ساير خطاطها كه عموما بشيوهء ميرعماد خط مينوشتند ، مسلما با اين اسلوب جديد ضديت ميكردند ولى ميرزاى كلهر به اين حرفها از دم درنرفت و شيوهء خود را تعقيب و بالاخره توانست خود را به اين درجه برساند كه شيوه و اسلوب او امروزه سرمشق خط نستعليق شود و همگى از آن تبعيت نمايند .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٢٤٠