تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
پدر اين سيد بمناسبت اينكه وقتى معلم وليعهد بوده است ، به سيد معلم معروف بود . سيد معلم اهل دعا بود و مردم بدعاهاى او معتقد بودند و اكثر براى شفاى بيمارها او را ميطلبيدند . پسر ديگر سيد معلم موسوم به سيد محسن بود كه در گذر سرتخت ، عطارى داشت و بمناسبت كوتاهى قدش در محل به او سيد كپله ميگفتند . خانهء سيد معلم و پسرهايش گويا در كوچهء بن‌بست روبروى حمام قوام الدوله و بخانه‌هاى ما نزديك بود ولى من هيچ بخاطر ندارم در شب عيد هم به منزل مشاق خط خودمان رفته باشيم .

ميرزا رضاى كلهر

كم‌كم آقا سيد محمد هم براى مشق دادن ما كوتاه شد . چنان كه سابقا هم اشاره كرده‌ام ، برادرم آقا ميرزا رضا نزد ميرزاى كلهر مشق كرده و خيلى خوب مينوشت . ما هم كه مايل بوديم نزد اين استاد مشق كنيم ، بآقا داداش متوسل شديم . روزى به منزل ميرزا رفت و ميل خود را بتجديد دورهء مشق اظهار داشت و ضمنا اسمى هم از ما برد . ميرزا حاضر شد براى مشق دادن به منزل ما بيايد . خانهء ميرزا نزديك تكيهء دباغخانهء سنگلج بود . هفته‌اى دو روز حسن جلودار برادرم دو تا اسب دنبال ميرزا ميبرد ، او را سوار ميكرد و به منزل ما ميآورد و در زيرزمين بيرونى از صبح مجلس مشق دائر ميشد . آقا ميرزا رضا و ما دو نفر در خدمت ميرزا مشغول مشق بوديم . دو سه ماهى گذشت ميرزا يكروز بىدليل از آمدن سروازد ، برادرم نزد او رفت و چون زمينهء خلق‌وخوى ميرزا در دستش بود و ميدانست اصرار بخرج او نميرود ، بميل او رفتار كرده قرار گذاشت ما بمجلس مشق ميرزا برويم . از اين روز ببعد هفته‌اى دو مرتبه بعد از ظهرها سوار ميشديم و به منزل ميرزا ميرفتيم و در حدود نيمساعت بغروب مانده اسب ميآوردند و برميگشتيم . در خيابان جليل‌آباد ، گوشهء شمال غربى جلو خان عضد الملك ، كوچه‌اى از مشرق به مغرب امتداد داشت كه بمحلهء سنگلج ميرفت . در اين كوچه جز يك در بسته‌اى كه در اندرونى عضد الملك بود و ظاهر آراسته‌اى داشت ، باقى خانه‌ها محقر و بعضى خرابه بود . در آخر اين كوچه يك پيچ هفت هشت ذرعى كه به سمت جنوب ميرفت ، كوچهء سابق الذكر را بكوچهء مدرسهء ميرزا زكى متصل ميكرد . اين كوچه هم مثل كوچهء قبل از شرق بغرب امتداد داشت . خانه‌هاى اين كوچه اعيانىتر و چند دكان هم داشت . منتهاى اين كوچه به سمت شمال مىپيچيد . در ضلع شرقى اول اين كوچه خانه‌اى بود كه متعلق بميرزا رضا قلى و ميرزا آن را بماهى دو تومان اجاره كرده بود . اين خانه بر خلاف خانه‌هاى اعيانى شهر در سمت شمال بنائى نداشت . يك سه‌قسمتى ( دو ايوان جلو دو اطاق جنبين ، يك اطاق شاه‌نشين‌دار در وسط ) بناى سمت مغرب را تشكيل ميداد و سه اطاق تنكه‌سازى در سمت مشرق و در سمت جنوب هم مطبخ و آب‌انبار داشت . مدخل خانه راهرو يك ذرع و چاركى بود كه پهلوى اطاق اول سه‌قسمتى سمت مغرب و در غلاف بناى سمت جنوب واقع شده و واردين را بصحن حياط دلالت ميكرد . از اين راهرو درى هم باطاق اول سه قسمتى سابق الذكر كه مجلس مشق تابستانى و بهارى بود داشت .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 237 | عبدالله مستوفى