تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
بارى اين ميرزا مهدى جنم عجيبى بود . يك بار كف پايش در چال‌حوض حمام به جهت تصادم با شيشه بريده بود ، وضو نميگرفت و تيمم ميكرد زيرا مسح پا را از كف پا شروع و بساق پا ختم مينمود . در تيمم هم مسح پيشانى را از حجامت‌گاه و مسح دو دست را از مرفق ميكشيد يكنفر را جلو خود مينشاند و در ضمن اجراى عمل اول از او ميپرسيد كجام است ؟ او هم بايد بگويد سرت است يا دست راست است و در خاتمه هر عملى حكما بايد خودش بگويد « ترق ! » نيت نماز را بلند ميگفت و جمله‌ها را با تشدد اداء ميكرد . حمد را شروع و يكى دو آيه نخوانده صورت خود را از قبله منحرف ميكرد ، نماز را باينوسيله ميشكست و از سر شروع ميكرد چند بار اين عمل تكرار ميشد ؟ حساب نداشت ، در اين اواخر وقتى ميخواست نماز بخواند پشت بطاقچه‌اى ميكرد و ميايستاد و بعد از نيت در اداى تكبير احرام چنان سر خود را به عقب حركت ميداد كه كلاه از سرش بطاقچهء پشت سر بيفتد . اگر ميافتاد ، نماز صحيح و الا از سر ميگرفت . اكثر از صداى افتادن كلاه معلوم ميشد بطاقچه افتاده است يا خير ؟ اگر در اين موضوع هم وسواس دامنگيرش ميشد برميگشت و نگاه ميكرد اگر بجاى خود افتاده بود باوجود انحراف صورت از قبله نمازش را در صورتى كه وسواس ديگرى دامنگيرش نميشد تمام ميكرد و گرنه از سر ميگرفت . مدتى بعد از اين تاريخ كه بزرگتر شده بودم يكروز حمام رفتيم استاد كارگر به من فهماند كه پسرعمو در چال‌حوض مشغول تطهير است . وسواسيها در حمام با خزانهء گرم سروكارى نداشتند و بچال حوض ميرفتند تا گرمى خزانه آنها را كلافه نكند و از توجه صادر و وارد خزانه هم مصون باشند . شايد خوانندهء عزيز نداند چال‌حوض چيست ؟ آبگيرى فرض كنيد به طول ده بيست و عرض شش هفت و عمق يكذرع و نيم الى دو ذرع و نيم كه سروته آن غرفه‌هائى بارتفاع دو سه ذرع از سطح آب ساخته و در وسط هم يكى دو جا تير كلفتى به همين فاصله از سطح آب از ديواربديوار كشيده باشند كه به سهولت بتوان در اين آبگير انواع بازيهاى ورزشى و شناگرى را اجراء داشت . در استخرهاى شناى امروزى بيش از دو سه ماه در هواى تهران نميشود آب‌تنى كرد ، در صورتى كه اين چال‌حوض اقلا نه ماه از سال به كار بود زيرا آب آن بمجاورت هواى گرم حمام ملايم ميشد . فقط در سه ماه زمستان صندوقه‌اى از آجر بين چال‌حوض و حمام ميكشيدند كه هواى حمام خراب نشود . حتى بعضى از حمامها اين صرفه سوخت را هم نمى كردند و تمام سال چال‌حوض دائر بود . جوانها عموما در اين آبگيرها شنا ياد ميگرفتند و مخصوصا يكى از لوازم مشديگرى و لاتى و سينه‌چاكى ، دانستن فنون شنا و بازيهاى آن بود . حمام مردانه‌اى نبود كه چاله‌حوض نداشته باشد پس استخر شنا بدسترس تمام مردم شهر بود كه با صد دينار پول حمام ميرفتند و تا كيفشان اقتضا ميكرد ورزش ميكردند . فرنگىمآبهاى سى چهل سال پيش بخصوص دكترهاى طب جديد اينقدر از اين وسيلهء تفريح و ورزش ملامت كردند و اين عمل را وحشيگرى قلمداد نمودند تا چال‌حوضها موقوف شد در صورتى كه اين‌كار هيچ مزاحمتى با آنها نداشت .