تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
سهم برادرزنهاى خود را بدهد ولى مستشار الملك حقا از شركت با صغير احتراز جست و از خراسان بپدرم پيشنهاد كرد كه بموجب ولايتيكه بر اولاد خود دارد ، اين سه دانگ را به او بفروشد و ملك ديگرى بما ببخشد . پدرم اين پيشنهاد را پذيرفت و باز يكروز ديگر ميرزاى آشتيانى را دعوت و ملكهاى ساوجبلاغ خود را در ده هزار تومان قيمت و آقا ميرزا رضا را هم در اين بخشش منظور كرد . دنگيزك و مزارع و يكدانگ و نيم محمودآباد را بما سه نفر و حسين‌آباد را كه آن هم از مزارع دنگيزك بود به آقا ميرزا رضا بخشيد « 1 » . اسناد اين نقل و انتقال يكروزه تنظيم و ششدانگ فتح‌آباد مال مستشار الملك شد و پدرم حاجىآباد فشافويه را از پول فتح‌آباد خريدارى كرد . در آن‌روزها بين اولاد و برادرزاده و داماد فرقى نميگذاشتند ، مستشار الملك كه هم برادرزاده و هم داماد پدرم بود با سمت رياستى كه پدرم بر خانواده داشت حقا مكلف بود به اين پيشنهاد جواب مثبت بدهد . املاكى هم كه بما بخشيد از سه دانك فتح‌آباد ورامين عقب نبود . بطوريكه هم رعايت داماد و برادرزاده و هم رعايت اولاد خود هر دو را در اين نقل و انتقال به عمل آورده بود .

جدّ من

بعدها فهميدم كه اين التفات پدرم نسبت بما مرهون تذكراتى بوده است كه جدم حاجى ميرزا آقا به او داده و در صحبتهاى خصوصى پدرم را متذكر كرده بوده است كه بقول خودش ما بچه‌ها هريك يك خشت طلا بايد بخوريم تا بزرگ شويم و پدرم كه توجه پيدا كرده كه يكسان بودن ما با برادرهاى بزرگتر از حيث ميراث خلاف مروتست اين بخشش را بما كرده است . حاجى ميرزا آقا جدم پسر حاجى عبد اللّه سلطان افسر فوج خلج قم بوده ، حاجى عبد اللّه سلطان با برادرش كاظم خان اولى سلطان و دومى در اين فوج نائب و معاصر فتحعليشاه بوده‌اند . ميدانيم در آنوقت در تشكيلات قشون طرز بنيجه هنوز معمول نشده بود ، افواج هم سرهنگ و ياور بانفوذى نداشتند و بعد از سركرده بلافاصله سلطانها و نايب‌ها همه‌كارهء فوج
هامش
( 1 ) - براى اينكه خوانندهء عزيز از ترقى قيمت ملك يا بعبارت ساده‌تر تنزل قيمت و كمى قدرت خريد پول اندازه دستش بيايد ، متذكر ميشوم كه دهكدهء دنگيزك و مزرعهء جعفرآباد را دانگى دويست و پنجاه تومان قيمت كرده بودند و مزرعهء جعفرآباد را يكصد و پنجاه تومان و دو دانگ محمودآباد كه بعدها بمهدىآباد معروف شد هفت هزار تومان و شش دانگ حسين‌آباد را كه شايد قدرى هم گران‌قيمت شده بود به دو هزار و پانصد تومان . دو سال قبل شنيدم دنگيزك را دانگى بيست هزار تومان خريد و فروش ميكنند . پس قيمت ملك امروز با شصت و پنج سال قبل يك بر هشتاد ترقى كرده است يا بعبارت ديگر قدرت خريد پول در كشور هفتاد و نه مرتبه كمتر از شصت و پنج سال قبل شده است . در هزار و سيصد و پنج و شش شمسى كه ما قسمتى از اين املاك را به اين و آن واگذاشتيم ، دنگيزك و جعفرآباد را دانگى دو هزار تومان قيمت كرديم . پس عمدهء اين ترقى قيمت ملك يا تنزل قوهء خريد ريال در اين بيست سال اخير و بعد از شهريور بيست حاصل شده است . ببينيد متفقين كه با ما متحد شده‌اند چه بلائى بسر پول ما آوردند و هيچ آب به آن كوزه نميكنند كه در وضع اقتصادى ايران كمكى بكنند . روسها كه طلاهاى ما را خورده و در حقيقت دزديده‌اند و انگليس‌ها هم نفت ما را به ثمن بخس امتياز گرفته با كلاه شرعى دارند ميخورند و اين دزدى را تا چهل و پنج سال ديگر ميخواهند ادامه بدهند .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 215 | عبدالله مستوفى