بوده كارهاى عمومى ايالت را اداره ميكرد ( لقب قائممقام از همين راه ايجاد شده ) و ديگرى پيشكار ماليه كه كار دادوستد و محاسبهء مالياتى را از روى كتابچهء دستورالعمل ارسالى از مركز عهده ميكرد . بىكفايتى مظفر الدين ميرزا هم در ايجاد پيشكارى كل كه گاهى صاحب - اختيار آذربايجانش هم ميگفتند بيمداخله نبوده است زيرا اين شاهزاده با داشتن مقام شامخ ولايتعهد اينقدر بيحال بود كه هميشه بايد يكى از رجال يا شاهزادگان درجهء اول كشور را مانند مؤيد الدوله و نصرة الدوله و معز الدوله و صاحبديوان و محمد رحيمخان علاء الدوله و حسنعليخان امير نظام به سمت پيشكارى او بفرستند و الا كار ايالت ميخوابيد .
بنابراين حضرت اقدس وليعهد جز اسم بىرسم و مترسك سر جاليز « 1 » چيز ديگرى نبود و حكومت با پيشكار كل و كار ماليه با پيشكار ماليه بود . اسم پيشكار براى متصدى ماليات در چهار ايالت ايران از آذربايجان بسه ايالت ديگر ( فارس و خراسان و كرمان ) سرايت كرده است و الا ميدانيم كه در همهجا وزير حاكم يا والى كارهاى مالياتى را هم اداره ميكرده است . چرا ، در خراسان هم اينكار در اين اواخر معمول شده بود كه گذشته از وزير يكنفر پيشكار ماليه هم ميفرستادند . چنان كه حاجى ميرزا محمد رضا مستشار الملك كه بعدها بمؤتمن السلطنه ملقب شد ، چند سالى به سمت پيشكار ماليه در خراسان بود تا وقتى كه ميرزا عبد الوهاب خان آصف - الدوله بايالت خراسان برقرار شد و با وزيرش ميرزا شفيع خان كه در همين سفر لقب مستشار الملكى گرفت كار مالياتى را هم عهدهدار و پيشكارى ماليه در خراسان ملغى گرديد .
بارى ، ميرزا حسنخان از 1269 تا سال 1296 كه بدرود زندگى گفت ، جز دو سه سالى كه در خلال اينمدت حاكم قم شد ، همواره در آذربايجان به سمت پيشكارى ماليه برقرار بود فقط گاهى براى گذراندن حسابهاى سنواتى خود بتهران ميآمد و بعد از چندى به محل مأموريت خود برميگشت . به همين جهت در تهران خانهء بزرگى كه درخور او باشد نداشت فقط در آخر كوچه در بيرونى خانههاى ما خانهء مختصرى داشت كه هروقت بتهران ميامد ، در آن منزل اختيار ميكرد .
ميرزا حسنخان چهار پسر داشت : ميرزا شفيع خان ، ميرزا رفيع خان ، ميرزا اسمعيل - خان و ميرزا ابو القاسمخان كه اين آخرى در سن جوانى از اسب به زمين خورد و پايش شكست و بعد از مدتى كه اسير بستر و بالين بود بدرود زندگى گفت . پسر اولش ميرزا شفيع خان و پسر چهارمش ميرزا اسمعيل خان را ديديم كه داماد پدرم شدند اما ميرزا رفيع خان دخترعموى خود ميرزا عليمحمد را بزنى گرفت .
بعد از فوت ميرزا حسنخان ، پسرش ميرزا شفيع خان جانشين پدر و پيشكار ماليهء آذربايجان شد و برادران خود را زير پر گرفت . ميرزا رفيع خان را به استيفاى سركارى « 2 »
هامش
( 1 ) - چيزى از چوب و پارچه به شكل آدمك ميسازند و لباس به آن ميپوشانند و در سر جاليز ميگذارند تا از تطاول پرندگان مصونش نمايند . اين اصطلاح عاميانه را در مورد اشخاص با عنوان بىكفايت هم استعمال ميكنند .
( 2 ) - سركار عنوانى بود كه بشاه و شاهزادگان درجه اول ميدادند منتهى بشاه سركار اقدس اعلا و بشاهزادگان سركار و الا ميگفتند . كمكم مثل هميشه طبقات پائينتر به سمت اين عنوان بقيه پاورقى در صفحه بعد