وحوش دستگاه پدر ، عزيز و مكرم است . تازه تحصيلات مكتبخانهاى خود را تمام كرده در طويلهء پدر دو سه اسب و در ميان نوكرها يكى دو نفر نوكر به خود تخصيص داده است . در بيرونى پدر يكى دو اطاق مخصوص به خود دارد و با جوانهائى همسن و همزى خود گرم تفريحات بيگناه جوانى است . ديگر مكتب نميرود ولى دنبالهء تحصيلات خود را دارد و روزى يكى دو ساعت با ميرزا محمد پسر محمد تقى بيك ارباب قمى كه در مدرسهء خان مروى حجره دارد يا با ملا عبد اللطيف ، آخوند مكتبخانه خودمان مغنى و مطول مباحثه مىكند . خط را بسيار خوب مينويسد و از شاگردهاى مبرز ميرزا رضاى كلهر است ، با ميرزا عليرضاى پسر ميرزا محمود وزير كه با او قريب السن است و چند نفر از اعيانزادههاى كوچههاى حولوحوش خانههاى ما رفتوآمد دارد . عصرها هر روز بر اسبهاى زيباى خود سوار مىشود و گاهى نزد ميرزا محمد رفيق تحصيلى خود و گاهى با رفقا بخارج شهر گردش ميرود . طبعا كمآزار و اهل خير است هرجا فقيرى مىبيند به پدر معرفى مىكند . لباس راسته باوجود كمى سن بر او تحميل شده است ولى بجاى جبه ، عبا و لباده بر روى لباس ميپوشد . سالى پنج شش مهمانى از رفقاى خود مىكند و در خانه ابدا مانعى براى هيچگونه خواهش او تراشيده نميشود . در محاسبه و سياق هم زبردستى شايانى دارد ولى وارد كار منظمى نشده است و بميرزاهاى پدرم بدون اينكه اجبارى داشته باشد ، با كمال ميل كمكهائى مىكند . ولى قدرى باصطلاح زمان شلو ول است مردمان دقيق خردهبين اين خو و خلق او را نمىپسندند . به خواندن بسيار عشق دارد ، كتابهاى عربى و فارسى زيادى دم دستوپاى او ريخته است ، وقت خواب بيمطالعه خواب نميرود ، هيچوقت و در هيچ حالتى به كسى پرخاش نميكند و در اين خوى پسنديده كاملا پسر پدرش است . اين پسر در اين سن بهمهجهت بيش از ماهى ده تومان كه سه چهار تومان آن خرج قهوهخانه و آبدارخانه و مابقى صرف جيب است ، براى پدر خرج فوقالعادهاى ندارد زيرا چنان كه اشاره شد عياش بار نيامده است .
آقاى فتح الله مستوفى
من از بچگى با اين برادر بزرگ شده در مكتب اكثر با هم همدرس بوده بعد از پدرم با هم در يك خانه زندگى كرده تا زن نگرفته بوديم هميشه زير يك سقف خوابيده و تا پانزده بيست سال قبل با يكديگر در زندگى شريك بودهايم ، او عين من است من عين او . در اين صورت كشيدن تصوير اين برادر مثل كشيدن تصوير خودم براى من ممكن نيست . در ضمن خواندن حوادث زندگى من كه همه با اين برادر از نزديك تماس دارد ، البته خوانندهء عزيز بهتر مىتواند خود تصوير ما دو نفر را بكشد . ولى اجمالا در عرض اين چهل پنجاه سالهاى كه با هم زندگى كرده و با يكديگر شريك دخل و خرج بودهايم ، هيچوقت با هم اختلاف پيدا نكردهايم و هيچ نشده است كه يكى از ما بر اقدامات ديگرى ايرادى كرده باشد . از كشيدن گوش اصغر تا طرفيت با كلهگندههاى كشور كه گاهگاه مىخواستهاند سربسر ما بگذارند با همديگر متفق بودهايم ، آنچه يكى پيشنهاد كرده ديگرى عين صلاح دانسته و تعقيب آن را از فرائض شمرده است ، در شدت و رخا هر دو با هم شريك و سهيم بوده و بااينكه هيچ حسابى در دخل و خرج بين خودمان نداشتهايم ، هيچكدام تعدى به ديگرى نكرده و هيچيك خود را بر