تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

ميرزا محمود وزير

در اينوقت پنجاه و هفت ساله ، مردى زرنگ و زيرك ، برعكس برادرش متين و بردبار ، بلندنظر و بذال ، نويسنده و شاعر و بذله‌گو ، مسلمان و باايمان ، نمازخوان و روزه‌گير و حتى دعاخوان و در آن واحد عياش و از آن اشخاص بود كه بعفو خدا بيشتر از عمل معتقدند و بكيفيت زندگى زيادتر از كميت آن اهميت ميدهند . تار و سه‌تار را خوب مينواخت ، خط نستعليق را مثل مير عماد مينوشت . در تحرير نامه برسم زمان كه سردست و مرتجل ، بدون پيش‌نويس ، بى قلم‌خوردگى بايد از كار درآيد ، زبردستى شايان تحسينى از خود بروز ميداد . در حساب و سياق هم ميراث بسزائى از پدر و جد پدرى و مادرى خود داشت . از جوانى وارد كارهاى دولتى و با توصيهء پدر نزد ميرزا يوسف مستوفى الممالك به سمت منشى پذيرفته شد و اين خود كار كوچكى نبود . با اشخاصى كه با شخص اول كشور سروكار داشتند ناگزير مربوط ميشد و اين‌كار از يك طرف موجب سرشناسى و از طرف ديگر مدرسهء عمل بود كه اگر بخت مدد ميكرد ، ممكن بود روزى بمقامات عاليه ترقى كند . در اين دوره كه پيشانى ارباب‌رجوع ، پروندهء كار و حافظهء متصدى سابقهء عمل بود ، اين قماش‌كار از عهدهء همه‌كس ساخته نبود و كفايت و كاردانى شايانى لازم بود تا شخص بتواند مقصود ارباب‌رجوع را بفهمد و مرجع را تشخيص بدهد ؛ حتى اگر گاهى صاحب‌كار بواسطهء تشتت حواس در ذروهء « 1 » كار خود نباشد او را هم اداره كند و در آن واحد صحت عملى لازم داشت كه از سوءاستفاده پرهيز داشته باشد . حكم غلط و بيقاعده بامضاى صاحب‌كار نرساند
هامش
( 1 ) - ذروه بمعنى مرتفع‌ترين نقطهء يك بنا يا يك كوه يا يك تپه و امثال آنست و اصطلاحا ذروهء اقتدار و بزرگى و غيره استعمال شده است . در ذروهء كار خود بودن ترجمه از اصطلاح فرانسه مىباشد . من اين اصطلاح را در نوشتجات قدما و مترجمين از متأخرين نديده‌ام ، در حقيقت تعبيرى است كه من از زبان فرانسه گرفته و ترجمه كرده‌ام و مقصودم از اين تعبير احاطهء شخص بجزئيات عمل و اداره‌اى است كه مشغول گرداندن آن هست . همانطور كه شخصى كه در بلندترين نقطهء بنا يا كوه و يا تپه‌اى قرار دارد به تمام آن احاطه دارد ، كسى هم كه در ذروهء كار خود باشد يعنى بتواند جزئيات را ادراك كند ناگزير بر آن كار احاطه كامل پيدا خواهد كرد . بنابراين در ذروهء كار خود بودن كنايه از احاطه داشتن به تمام جزئيات آن كار است كه براى هر پيش‌آمدى بتواند عمل مناسب را معمول دارد . فرانسوى وقتى بخواهد از احاطهء شخصى بكارش تحسين كند ، ميگويد او در ارتفاع خودش است و برعكس اگر بخواهد نارسائى مديرى را بفهماند ميگويد در ارتفاع خودش نيست . من ارتفاع را ذروه ترجمه كرده‌ام . شما اگر در اداره‌اى كارى داشته باشيد بعد از آنكه بحضور آقاى رئيس پذيرفته شديد ، ميبينيد اين آقا شاخ دو تا بز را هم نميتواند رد كند بعد از آنكه مدتى او را در حقيقت درس داديد و اصول مسلم را براى او تشريح كرديد ، تازه نميفهمد . بر فرض كه با هزار « يا على مدد » مطلب را حالى كرديد تازه آقا بدون پرونده قلم روى كاغذ نمى گذارد و پرونده را كه خواست تازه از آن چيزى نميفهمد و متصدى عمل را احضار مىكند توضيحات او هم البته نميتواند فهم در اين آقا ايجاد كند و باز هم كار لاينحل ميماند . . . اكثر تراكم امور در ادارات بواسطهء همين نفهمىهاى آقايان رؤسا است و من كمتر بمديرهائى برخوردم كه در ذروهء كار خود باشند .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 188 | عبدالله مستوفى