تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
و در هر خانهء اعيانى يك بالاخانه يا زيرزمين به رختخواب خانه تخصيص داشت كه در آنجا در روى تختى كه زده شده بود ، رختخوابهاى تابستانى و زمستانى كه هريك يك لحاف و يك دشك با يك رودشكى و يك متكا در رختخواب‌پيچهاى پشمى مانند موج كرمانشاهى يا چادر - شبهاى دارائى يا بالاخره چادرشبهاى چهارخانهء روغنى قمى پيچيده رويهم گذاشته و روى آن هم پرده كرباسى براى محفوظ ماندن از گرد و خاك گسترده بودند .

ظروف و غذا

در اين قسمت ناگزيرم وضع خانهء خودمان را بنويسم . در خانهء ما در اين دوره ظرف عادى غذاخورى مسى بود و ظرف چينى بمهمانيها تخصيص داشت . مسهاى كنده‌كارى كعب‌دار كه لاى نقش‌ونگار آن پر از سياهى و كثافت ميشد ، منسوخ شده و بجاى آن ظروف مسى بيكعب بيكنده‌كارى معمول گشته بود . اين ظرفها عبارت بود از قدحهاى افشره‌خورى و كاسه‌هاى اول و دوم و سوم براى آش و آبگوشت و ماست و پياله‌هاى كوچك براى ترشىخورى . ظرفهاى پهن ، قاب‌ها و دوريهاى اول و دوم و سوم و توگودهائى مانند بشقابهاى امروز سوپخورى كه قابها را براى پلو و چلو و دوريهاى اول و دوم و سوم هم باز براى همين مقصود و توگودها را براى خورش‌خورى به كار ميانداختند . لب - تختهائى هم براى خربزه و پنير سبزى و حلوا و كوكو و از اين قبيل غذاها و بالاختصاص براى تقسيم غذا بود و ظروف تهيهء غذا از باديه برنج خيس‌كنى تا مجموعه براى آوردن ظروف تا پاى سفره همه از مس بود . من اول و آخر آن را نوشتم زيرا خوانندهء عزيز خود متوجه ديگهاى كوچك و بزرگ و ماهىتابه و روغن داغ‌كن و كفگير و ملاقه و آب‌گردانهاى بزرگ و كوچك خواهد شد . در خانهء ما در گوشهء انبار كذائى اين ديگها را كه بزرگتر آنها ده منى و كوچكتر آن‌ها نيم منى بود ، به روى هم چيده و مثل عمارت‌سازى چينيها مخروطى پره‌پره‌دار از آن ساخته بودند . همچنين در گوشهء ديگر سينيها و مجموعه‌هاى بزرگ مسى به ديوار تكيه داده ، شكل سيلندر از آن تشكيل شده بود . اينها غير از مجموعه‌هائى بود كه در تغارها و تاپوها و خمره - هاى محتوى بنشن و آرد و روغن و برنج و ساير مواد خواربار گذاشته شده بود . زيرا اگر در اين ظرفها باز ميماند ، موش بداخلهء آنها نفوذ ميكرد و گذشته از خوردن دانه ، خرابى و كثافت‌كارى بار ميآورد و معروف بود كه دهن‌خوردهء موش فراموشى ميآورد . پاك كردن اين دانه‌ها بخصوص برنج و جدا كردن فضولات اين حيوان يكى از كارهاى خيلى دقيق آشپزها بود . زيرا خيلى اتفاق افتاده بود كه در حين كشيدن پلو ، لاى آن يك دانه فضلهء موش ديده و به حكم طهارت و نجاست شرعى ، ديگ پلو را در چاه آشپزخانه خالى كرده و تمام اثاثيه‌اى كه احتمال تلاقى با اين پلو و برنج خيس‌كردهء آن ميدادند ، همه را كر گرفته بودند . صحيح است كه در آن دوره معتقد بميكروب نبوده‌اند ولى در ميكربهاى شرعى اينقدر دقت ميكردند . آشپزهاى آن دوره چون مردمان متدينى بودند و مسئوليت شرعى خورد دادن چيز نجس و انتشار نجاست ( ميكرب شرعى ) را ميدانستند ، پيه توبيخ و ملامت حتى پرخاش و شايد