تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
دو اطاق جنبين يك صندوقخانه يا پستو هم علاوه كرده بودند و بعد از تمام اينها يك راهرو كه آخر آن درى بكوچهء حمام كوچكه داشت ، مخرج ديگر اين خانه‌ها به بيرون يعنى كوچهء حمام كوچكه بود . روى دو اطاق جنبين اين سه‌قسمتى دو بالاخانه روى صندوقخانه‌هاى زير را ، راهرو ساخته بودند كه فضاى روى اطاق و شاه‌نشين و راه‌روهاى جنبين شاه‌نشين بمنزله حياط و بهارخواب اين دو بالاخانه ميشد . در سمت مغرب هفت هشت ذرعى از ديوار حياط به ديوار همسايه متصل بود و بعد از آن كه عرض زمين به بيست ذرع رسيده بود ، در اين گريختگى آشپزخانه و انبار خواربار كه به خوبى آن را ميشناسيم و پلكان بام همين ساختمان مختصر واقع شده بود . در سمت مشرق بناى تنكه‌سازى « 1 » كه عبارت از راه‌پلهء بام همين قسمت كه بقسمت بالاخانه‌هاى جنوبى هم مربوط ميشد و سپس محل ضرورى و بعد ايوانى بهارنشين و بعد هيزم - دان و در سروته اين رشته بنا دو راهرو مدخل حياط كه يكى بكوچه و ديگرى بحياط سابق بود ساخته شده بود . اين حياط بيست و دو ذرع طول و سيزده چهارده ذرع عرض داشت . تمام اطاقهاى اين خانه‌ها را با طاقچه ورف ساخته بودند و ازارهء اطاقهاى بزرگ آن‌همه تا طاقچه ، نقاشى روغنى و باقى آن جدول‌كشى و رنگ سفيد روغنى داشت . در سقفها بجاى جاقلابيكه امروز گچبرى ميكنند ، ترنج بزرگى ميانداختند و گچبرى ميكردند يا نقاشى و مذهب اكليلى مينمودند . ساير اطاقها اكثر سفيدكارى بود مگر در اطاق نوكر و خدمتكار كه فقط به شمشه‌كاهگل اكتفا كرده بودند . من نتوانستم تاريخ اين ساختمان را بدست بياورم ولى مسلما بعد از فوت مرحوم ميرزا اسمعيل و شايد بين 1270 و 1275 ساخته شده باشد و يقينا در موقعى بوده است كه پسرهاى زن اولى پدرم بزرگ بوده و شايد ميرزا محمد و ميرزا محمود وزير ، زن هم داشته‌اند زيرا چنين به نظر ميرسيد كه اندرون اول را ، براى پسرها مفصلتر و پرمكان‌تر طرح ريزى كرده باشند . بااينكه در آن اوقات تظاهر در لوازم زندگى طرف توجه نبوده و پدرم هم از جوانهاى عهد فتحعليشاه و در دورهء محمد شاه مرد كاملى بوده و علاقه‌اى به اين قبيل ظاهرسازيها نداشته است ، تنگى و كوچكى بيرونى سبب شده كه دو سه حياط شصت هفتاد ذرعى كه سمت مغرب قسمت بيرونى واقع بوده و تا نصف قسمت اندرون وسط ميآمده است ، خريدارى كند تا در آنها بيرونى وسيع‌ترى بسازد و موقتا از بيرونى درى به اين خانه‌ها باز كرده بودند كه پسرها و نوكرها و صادر و وارد خارجى خانه مرفه‌تر باشند . در يكى از اين خانه‌ها به آخر كوچهء بن‌بست اعتصامى امروزه باز ميشده است . در اينوقت در تهران غير از كاروانسرا ، جائى كه شخص غريب در آن منزل كند وجود
هامش
( 1 ) - تنك بمعنى نازك و در اينجا بمعنى باريك و كم‌عرض است . بناى تنكه‌سازى در اصطلاح معمارى سابق به يكرشته ساختمان كم‌عرض ميگفتند كه يك طبقه و ديوارهاى آن هم كم‌قطرتر و تنگتر باشد . در ساختمان حياطهاى قديم هر خانه يك سمتش تنكه‌سازى و براى ذغال‌دان و هيزم‌دان و از اينقبيل ساخته ميشد .