كه از پهلوى ايوانچهء تالار شكمدريده سر درميآورد وارد حياط ميشد . اين پلكان را روى صندوقخانهء جنب تالار ساخته بودند و در حقيقت بالاخانهء روى هشت يك اطاق آبرومند و بالاخانهء روبروى آن اطاق جاى نوكر و مهتابى وسط ، محوطهء اين قسمت ميشد . در سه كنجى جنوب و مغرب هم در مرتبهء فوقانى يك اطاق محقر روى راهرو پائين ساخته بودند و فاصلهء بين اين اطاق و اطاق سردر هم مهتابى ديگرى درست شده بود كه بام اطاق سمت جنوب بود .
اما طويله ، تفصيلى نداشت . از دست راست هشت وارد محوطهاى و سمت شمال آن درى ديده ميشد . در را كه باز ميكردند طويلهاى داراى شش چشمه طاق كه دو ستون آجرى وسط ، كار طاقبندى شش چشمه را آسان كرده بود نمايان ميگشت . جلو اين دو ستون رو به روى در ، تخت جاى مهتر و دوره ، ده دوازده آخور داشت . روبروى اين طويله در جنوب محوطه ، آبانبار و روى آن يك اطاق براى زينخانه و پهلوى آن اطاق قاپوچى بود كه ديديم درش به هشت باز ميشد و در گوشهء ديگر هم محل ضرورى طويله بود . يك پلكان بى سرپوش هم سطح اين محوطهء مربوطه را به بام طويله مربوط ميكرد كه جلو آن مهتابى براى خشكانيدن پهن و در قسمت عقب يك انبار هشت نه ذرع در سه ذرع ساخته بودند كه ديوار سمت جلو آن روى سه رومى و دو ستون وسط طويله ساخته شده و اين محل انبار كاه و جو و ينجه بود .
همانطور كه امروز گاراژ جزو لوازم خانه است ، در آن روزها هم طويلهاى كه داراى همهچيز حتى آبانبار براى آب دادن باسب هم باشد از لوازم خانه بود .
گفتيم ضلع روبروى در مدخل بدالانى ميرفت كه قسمت اول را بقسمت دوم كه اندرون بود مربوط كند . حالا ميخواهيم قسمت دوم را بدانيم چه بود ؟ البته خوانندهء عزيز اگر حوصله داشته و آنچه سابق از طرز بناى بيرونى و طويله نوشتهام با توجه خوانده باشد ، ميتواند حدس بزند كه بايد وسط همين بيرونى و طويله ، دالانى ده دوازده ذرعى وجود داشته باشد كه اندرونى را به بيرونى وصل كند . در اينجا اين سؤال ممكن است پيش بيايد كه چه حاجت به اين دالان داشتهاند ؟ آيا ممكن نبوده است از گوشهء بيرونى يكى از اين سوراخسنبهها را تبديل به راهرو كنند ؟ چرا ممكن بود ولى آنوقت لازم ميآمد كه زنهاى اندرون در رفتو آمد خود به بيرون خانه از وسط مردها و مهمانها بگذرند و هيزم و زغال و خوارباريكه براى خانه ميآوردند از وسط بيرونى بگذرانند و اين مخالف مرسوم زمان بود . پس ناگزير بايد سروكار صادر و وارد اندرون را هرچه زودتر از بيرونى جدا كنند كه در محوطهء بيرونى چشم مردها بزنها ولو با چادر و چاقچور هم بود نيفتد و اول محل مناسب همان هشت خانه بود كه بايد راه اندرون از آنجا باشد تا ضمنا انضباط صادر و وارد خانه هم تحتنظر دربان محفوظ بماند .
در محوطهء دوم كه عرض آن را بيست و طول آن را بيست و سه ذرع برآورد كرديم ، سه طرف بنا داشت . سمت شمال و روبروى مدخل قطعهاى را بعرض هشت ذرع جدا كرده در آن يك تالار قلمدانى تقريبا در وسط و طرفين آن دو اطاق و دو ايوان جلو هريك از اين
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص١٧٢