هشت ضلع داشت كه دو تاى آن روبروى هم نيم ذرع و شش تاى باقى يكذرع و دو گره و هر يك از آنها مدخل يكى از تقسيمات مختلفهء خانه بود . از سمت راست در مدخل ، اول درى بود كه باطاق قاپوچى و بعد در ديگريكه بطويله ميرفت و از سمت چپ اولى راهپله بام و دومى در حياط بيرونى و بالاخره در روبروى در مدخل راهروى بود كه وارد دالانى ميشد و بوسيلهء يك پيچ و دالان دراز ديگرى بقسمت دوم يعنى اندرون ميرفت . پس اين پانزده در بيست ذرع را هم دو قسمت كرده ، در قسمت سمت راست يك طويله و در قسمت چپ يك بيرونى ساخته بودند .
بيرونى دو اطاق روبروى هم يكى سمت شمال و يكى سمت جنوب و يك اطاق كوچك در سمت مشرق داشت . بناى سمت شمال كه رو به قبله و بناى آبرومند حياط محسوب ميشد ، دو ايوان مانند ، بعرض دو ذرع و يكچارك در يكذرع و نيم كه نصف آن صرف دو پله شده بود و مابقى بمنزلهء كفشكن به كار ميرفت در طرفين و سهدهنه ارسى كه در حاشيههاى بالاروها شيشهء خوردهء الوان كار كرده و روى آن پردهاى كه تا حد بالارو تا خورده و منظم بالا رفته بود در وسط داشت . البته تورفتگى دو ايوان از سروته ، طبعا اطاق را به دو قسمت مىكند يك چهارگوشى اصلى در عقب و يك چهارگوشى كوچكتر در جلو . در اصطلاح معمارى زمان اينجور اطاق را تالار شكمدريده و اين مربع جلو را شاهنشين ميگفتند . اينجا ممكن است اين فكر براى خواننده بيايد كه ساختن اين شاهنشين و اين جلو و عقب رفتنها براى چه بوده است ؟ ميخواستند دو اصل كلى معمارى يكى قرينه و ديگرى استفاده زيادتر از زمين كمتر را رعايت كرده باشند . دو ايوانچهء طرفين بااينكه هر دو وصل بيك اطاق ميشد براى رعايت اصل اول و جدا كردن دو كفشكن از اطاق براى رعايت اصل دوم بود .
از طرف ديگر نظر بصرفهجوئى نميخواستند شيروانى هم بسازند ، مجبور بودند عرض اطاق را كم بگيرند تا تيرهاى چوبى با شفته و كاهگلى كه براى پوشش بعد از حصير و نى روى آنها ميريختند ، شكم ندهد . پس عرض اطاق را از سه ذرع و نيم منتهى سه ذرع و سه چارك بيشتر نميتوانستند بگيرند . بنابراين و براى اينكه اطاق بزرگ نيز داشته باشند ، طرز شكم دريده و اطاق شاهنشيندار را اتخاذ كرده بودند كه فرشانداز اطاق زياد و گنجايش بيشترى داشته باشد . زير قسمت اصلى اين اطاق هم آبانبارى داشت كه قسمت زير شاهنشين به مصرف پاشير آن رسيده بود . ارتفاع اين بنا از كف حياط يك ذرع بيشتر نميشد . سروته اين اطاق يك صندوقخانه در سمت مشرق و يك ايوان در جهت مغرب داشت و ايوان بحياط ديگرى كه بعدها خوانندهء عزيز از آن اطلاع پيدا خواهد كرد باز ميشد .
در سمت جنوب يا بقول عوام سمت نسام ( نسار ) يك اطاق پنج ذرع در سه ذرع و نيم وسط و سروته آن دو مكان يكذرع و چارك عرض ساخته بودند كه يكى راهرو اطاق و ديگرى محل مخفى و ضرورى بود . بناى سمت شرق يك اطاق آبدارخانهء بسيار كوچكى بود كه فقط گنجايش صندوق آبدارخانه و سماور و لوازم را داشت و چيز مهمى نبود . ارتفاع اين دو بنا از كف حياط منتهى بسه چارك ميرسيد . عرض و طول حياط هم در حدود نه در هشت و وسط آن باغچهء چهار ذرع و نيم در سه ذرع و نيم بود . روى هشت يك بالاخانه ، روبروى آن سمت شمال يك مهتابى به طول حياط و پشت آن يك بالاخانهء ديگر كه بوسيلهء يك راهرو بپلكانى
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص١٧١