تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨

نذر اصغر

در سر اين كوچه در اندرونى خانهء ما ، معروف بكوچهء حمام كوچكه ، مسجد كوچكى بود كه يك ضلع آن به سمت اين كوچه و ضلع ديگر آن سمت بازارچه سرچشمه بود . چند روز قبل كه برحسب تصادف از اين محل ميگذشتم دقت كرده ديدم ، باوجود از بين رفتن بازارچهء سرچشمه و تحليل رفتن آن در خيابان سيروس ، مقدارى از اين مسجد باقيمانده كه هنوز هم به حمد اللّه مسجد است . اين مسجد در آنوقت پنج شش ذرعى از آنچه فعلا هست درازتر و طول آن از سمت كوچه بود . از سمت بازارچه به قدر يكذرعى كفش‌كن و بعد از يك محجر چوبى سطح مسجد كه مفروش ببوريا بود شروع ميشد . سمت چپ اين در مدخل پلكان چوبى داشت كه بطبقهء فوقانى ميرفت و اين طبقه مخصوص مؤمنات بود كه در آنجا نماز ميخواندند . در طبقهء زير محرابى و پهلوى آن به قدر قامت از سطح زمين رفه‌اى براى جاى چراغ داشت كه البته نظير آن هم در طبقهء بالا موجود بود . در اين رفه چراغى از روغن كرچك گذاشته بود كه در اول شب و صبح‌هاى زود در موقع نماز روشن ميكردند . پهلوى اين چراغ هم لولئينى براى روغن چراغ ولى قدرى كوچكتر از معمولى گذاشته بودند كه در مواقع حاجت كمكى بروغن چراغ بدهند . معلوم مىشود كه اين مسجد را واقف آن قبل از ساختمان حمام حاجى عبد الكريم هراتى ( جد اعلاى آقايان عظيمى ) در اين بازارچه ساخته بوده است . اگر غير از اين بود ناچار حاجى عبد الكريم كه حمام مردانهء سرچشمه را آنقدر مفصل و بزرگ ساخته بود ، هيچوقت راضى نميشد كه زنانهء آن بقدرى كوچك باشد كه بحمام كوچكه معروف شود . ناگزير احترام بوقف موجب كوچكى اين حمام شده است . در اينوقت مردم در ساختن حمام نظرى بعايدى آن نداشتند . اجارهء حمام‌ها هميقدر بود كه براى تعمير ديگ و اصلاح و سربستن سيخ تونتابى و پاك كردن زيركار و يكسال در ميان سفيدكارى و آهك‌برى داخله و هر چند سال يك بار خالى كردن چاههاى حمام كفايت كند . هيچوقت حمامها را از روى خرجيكه در آن شده بود قيمت نميكردند بلكه هميشه اين مخارج را برآورد ميكردند و اگر مازادى ميماند از روى تومانى چند تومان ، روى حمام قيمت ميگذاشتند . ساختن حمام يكنوع كار خير بود مسلمانها حاجت بتطهير پيدا ميكنند بايد به نماز صبح برسند و راه حمام دور است فلان دارندهء محل يا فلان اهل خير خارج از محل براى رفاه مسلمانها حمام ميساخت . اجبار شرعى بتطهير سبب ميشد كه هركس هفته‌اى يكى دو بار شست‌وشو كند بطوريكه بدن عملهء آندوره از بعضى نخست‌وزيران امروز ما ناتميزتر نبود . درست است كه آب حمامها پاكيزه نبود ولى بخاطر داشته باشيم كه هنوز خطر ميكروب در اروپا هم معلوم نبود و آب همينقدر كه از حد كر ميگذشت و رنگ يا بوى آن تغيير نمييافت قابل استعمال بود . حالا هم معلوم نيست كه در آتيه در طب چيزهائى كشف نشود كه دليل سلامت ماندن بدن انسان را در فرورفتن بآنقدر ميكروب ظاهر نسازد زيرا چنان كه ميدانيم طب لاينقطع در تغيير و هنوز هم به هيچ جا نرسيده است . در قحطى 1296 شمسى خوردن سبزى خام براى حصبه و تيفوس مضر بود و اين بىاحتياطى را باعث نقل اين مرض ميدانستند و امروز شپش