تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
بسمه تعالى شأنه

شرح زندگانى من [ در سلطنت ناصر الدين شاه ]

تولد

در سال 1294 هجرى قمرى روز هفدهم ذى القعده مطابق سوم قوس 1255 هجرى شمسى در خانهء حاجى ميرزا نصر اللّه مستوفى واقع در محلهء سرچشمه در كوچه‌اى كه امروز مشهور بكوچهء مسجد حاجى شيخ عبد النبى و شمارهء آن چهارده است ، پسرى از صاحب‌خانه و زن سومش زيبنده خانم بوجود آمد . اسم اين پسر را عبد اللّه گذاشتند تا با اسم پدر و برادرى كه باسم فتح اللّه دو سال و چهار ماه قبل از او در رجب 1292 به دنيا آمده بود هموزن و همقافيه باشد . شايد زنده كردن اسم جد مادر اين مولود هم در انتخاب اين اسم بيمداخله نبوده است . حاجى ميرزا نصر اللّه در اينوقت هفتاد و يك ساله بود در صورتى كه زيبنده خانم منتهى به بيست و يكى دو سال ميرسيد . ميدانيم ميرزا اسمعيل مستوفى براى پسرهايش زود زن ميگرفت . بطورىكه پسر ارشد حاجى ميرزا نصر اللّه فقط شانزده سال از پدر كوچكتر بود . البته اينطور ازدواج حسب - الامرى كه بانتخاب پدر و مادر صورت ميگيرد خيلى از روى عشق و علاقه نيست . گذشته از اين نزديكى سن پسر و دختر زن را زود از نظر شوهر مياندازد . مرد چهل و پنجاه ساله هنوز جوان و زن چهل و پنجاه ساله از همه‌چيز افتاده است . حاجى ميرزا نصر اللّه بعد از آنكه از زن اولش كه دختر ميرزا محمد گركانى « 1 » و شايد يكى دو سال از او بزرگتر هم بود ، سه پسر و يك دختر پيدا كرد ، به خيال تجديد فراش افتاده سلطنت خانم دختر حاجى ابراهيم بيك را كه از مردمان باحيثيت و بيكزادگان و ملاكين قريهء نايهء خلجستان قم و اين محل تا گركان مسقط الرأس پدرى حاجى ميرزا نصر اللّه چهار فرسخ فاصله داشت بزنى اختيار كرد . زن سابق ثقيل بود ثقيلتر شد . حاجى ميرزا نصر اللّه ميخواست بمرّ شرع شب‌ها را بين دو زن كه خانهء آنها را هم عليحده كرده بود تقسيم كند ولى خانم‌بزرگ بقدرى عصبانى بود كه اكثر او را راه نميداد . گاهى كه خيلى بيمزگى ميكرد حاجى ميرزا نصر اللّه به او ميگفت : « تو ناشزه‌اى ! » خانم كه از نشوز و اعراض بى خبر و از كلمهء « ناشزه » جز « نا » كه بعقيده او علامت نفى بود چيزى دستگيرش نميشد مىگفت : « آرى ! من ناشزه‌ام پيش آنزنتان بريتان « 2 » كه « شزه » است .
هامش
( 1 ) - بحاشيهء صفحهء 54 مراجعه شود . ( 2 ) - كاشىها بجاى برويد « برويدون » ميگويند گركانيها « برويدان » ميگويند شايد خانم هم‌چون پدرش در قزوين مدتى وزير بوده و سن طفوليت را در قزوين گذرانيده است بريتان را كه قزوينيها بجاى برويد به كار ميبندند استعمال كرده باشد . بقيه پاورقى در صفحه بعد