و ساوه و ملاير و تويسركان و نهاوند را به او واگذاشت . گذشته از اين كارهاى شاهزادگان و علماء و امور تجارت نيز بايد بوسيله او بعرض برسد و جواب صادر شود .
جناب اجل آقا آنچه مربوط بدفتر استيفاء و محاسبات و ديوان عدالت عظمى و وظائف و اوقاف و تلگرافخانه و گمرك و بيوتات دولتى از قبيل خزانه و كشيكخانه و صندوقخانه و آبدارخانه و غيره و غيره و همچنين عملهء خلوت و تفنگداران و جارچيان و قاطرخانه و كالسكهخانه و اصطبلخاصه و چاپارخانه بعلاوهء كارهاى حكومتى فارس و كرمان و بلوچستان و اصفهان و يزد و كرمانشاهان و كردستان و لرستان و عربستان و عراق و بروجرد و گلپايگان و خوزستان و كمره و نطنز و جوشقان و محلات و همدان و اسدآباد و كنگاور را اداره خواهند كرد .
جناب اشرف سپهسالار اعظم گذشته از وزارت خارجه و جنگ كارهاى آذربايجان و خراسان و سيستان و استراباد و تركمان و خمسه و سمنان و دامغان و شاهرود و بسطام و گروس و خرقان و تذكره و ملل متنوعه ( يهود و مسيحى و گبر ) را در اداره خواهند داشت .
منبعد هيچكس حق ندارد مستقيما بشاه عرضى كند ، بايد هركس كار خود را بيكى از اين سه مرجع بفرستد معهذا علاء الدوله وزير دربار و عضد الملك و امين السلطان و مير شكار حق دارند كارهاى خود را مستقيما بعرض شاه برسانند .
هفتهاى دو روز دوشنبه و پنجشنبه ساير وزراء را هم خبر كنند تا در مهام امور با حضور وزراى سهگانه مشورت شود .
فرستادن مكاتبات بوسائل مختلفه قدغن است ، وزراى سهگانه كارهاى خود را بتوسط وزير رسائل بعرض خواهند رساند و جواب خواهند گرفت و اگر لازم باشد عين نامه يا گزارش نيز بعرض برسد ، آن را هم بوسيلهء امين الملك وزير رسائل خواهند فرستاد . باقى مطالب دستخط راجع بتوحيد نظر و اتحاد و اتفاق بين سه وزير و عدم تخطى به كارهاى يكديگر و سفارش در مجازات خطاكار و جلوگيرى از حيفوميل مال دولت و يك مشت از اين حرفهاست و در آخر كار قسمنامهاى ضميمه بود كه روز بعد در حضور سران ، بوسيلهء امين الملك بناف « 1 » وزراى سهگانه بسته شد بشرح ذيل :
« خداوند خالق منتقم را بصدق خود شاهد خواسته بتاجوتخت همايون و حق نعمت اين دولت روزافزون قسم ياد ميكنم كه قصد و همت و غرض و خيال خود را بخيرخواهى شاهنشاه و صلاح دولت و مملكت و آسايش و امنيت رعيت منحصر كرده جز اين خيالى بخاطر خود راه ندهم و از طمع و غرض شخصى كلية پرهيز نمايم و اگر غير از اين عهد و شرط از من صادر شود در پيش خدا و خلق شرمسار و در حضور شاهنشاه معاقب و مؤاخذ باشم . »
هامش
( 1 ) - بناف بستن كنايه از خوراندن است و چون عوام قسم ياد كردن را قسم خوردن ميگويند و قسم هم چيزى نيست كه بدون اجبار كسى بخورد و بايد قسم را به او بخورانند ، بناف بستن را در اين مورد هم استعمال كردهاند . به نظر من بد تعبيرى نيست مخصوصا در مواردى كه مثل مورد متن قسم خوردن فرمايشى باشد .