وجه نقد وضع شده است « 1 » در محل حواله زده مىشود . تغيير و تبديل متصديان امور را ، با دلائل عيب و رجحان ، مختار هستند و باختيارات وافيهء خود كه بلااستثناء در امور دولت دارند در هيچمورد و مقام وسيلهء عذرى نخواهند داشت . اين اعضاى ششگانه كنفس واحدة هيئت متحده دارند و در رأى و رويت آنها ذرهاى اختلاف نخواهد بود » .
« وزارت مختار دربار يك قدرت و يك اثر قوى ظاهر خواهد نمود كه هيچكس تعداد وزراء را بتصور نياورده همه صورت متحد ببينند . اين وزراء كه به اين مقام اختصاص يافتهاند بمواحدت و معاضدت و اتفاق يكديگر قدرتى را كه بانها افاضه فرمودهايم حفظ كنند و اشكالات امور را به اين وسيله تسهيل نمايند و رؤس مسائل و امور مهمه را بما عرض كنند . ساير كارها را كه خود قطع و فصل ميكنند لدى الاقتضا بطور روزنامه معروض خواهند داشت .
رجوع ولايات كلية به اين مجلس خواهد بود و جواب از مجلس صادر مىشود . ساير وزراء دربار كه بلفظ مختار اختصاص ندارند ، اعضاى مجلس عمومى خواهند بود . خلاصهء اين حكم اين است : كه از اين تاريخ ببعد امور دولت راجع بوزراى مختار شده است ، لاغير .
اينها نفس واحده هستند و از جانب ما ، كمال تقويت در انتظام عمل آنها به عمل خواهد آمد و آنچه در امور دولت صلاح بدانند فورا مجرى ميداريم و هر امريكه در ترقى مملكت از طرف ما مىشود فورا بايد مجرى دارند و از اين تاريخ ببعد مسؤليت كل امور بعهدهء وزراى ستّهء مختار است شهر ربيع الاول ، ايتئيل 1291 . »
معلوم مىشود شاه هنوز مأيوس نيست و تصور مىكند كمكم بتواند مسئوليت مشترك را به حلق اين وحدتطلبها فروبرد . ميخواهد از شش نفر شروع كند تا بده نفر برساند . از طرف ديگر رعايت جاهطلبى آنها را هم كرده و اين هيئت وزارت مختار را جانشين صدراعظم قانونى سابق نموده است و براى وزراى ديگر يا بقول شترمآبى زمان ، اين « قشهرشه « 2 » » ها مجلس ديگرى تشكيل نموده است .
قدرى هم در اعضاى هيئت وزارت مختار دقيق شويم : جناب « آقا » با تشريحاتى كه از اخلاق و رويهء او در گذشته كردهام ، به خوبى اين اكفى الكفاة را ميشناسيم و حاجت بساختن صورت او ندارم . حاجى محمد رحيمخان علاء الدوله از قجرها و نسقچىباشى اسبق و فراشباشى سابق و وزير جنگ فعلى است . معلومات و اطلاعاتى ندارد ، شگرد او همان شدت عمل قرهنوكرى و فراشباشيگرى و جدّ جان محمد خان خودمان و از اولاد خان قجرى است كه در زمان نادر شاه به حكم رضا قلى ميرزا مأمور كشتن شاه عباس سوم پادشاه صغير مصنوعى
هامش
( 1 ) - شاه اين مهر را بجاى احكام « جناب آقا » و قلم حواله كه در دست او بوده است ، اختراع كرده است و اسم مختار را هم براى فهماندن عدم اختيار رئيس هيئت روى تمام آنها گذاشته است .
( 2 ) - « قشهرشه » البته ريشه و اصل لغوى دارد كه من از آن بىاطلاعم و آن را در مورد اشخاص كماهميت كه عدهء زيادى داشته و از آنها كارى ساخته نباشد به كار مىبرند . نظير سياهىلشكر و برو - بچهها كه اين دو تعبير را هم در همين مورد استعمال كردهاند و شايد سياهىلشكر از اين شعر فردوسى اتخاذ و اقتباس شده باشد .سياهى لشكر نيايد به كار * كه يك مرد جنگى به از صد هزار .