طرز راهانداختن اربابرجوع
« آقا » رسمهاى خاص داشت كه نبايد متروك بماند . صبحها در حدود يكساعت از آفتاب رفته از اندرون بيرون ميآمد و در حياط ديوانخانهء « 1 » خود ، براى سوءهاضمهاى كه داشت بايد يكساعتى روى آجرفرشهاى دورهء حياط مثل گاو عصارى دور بزند . اربابرجوعها در گوشههاى حياط تكتك ميايستادند ، آقا در هر يكى دو سه دوره متوجه يكى از آنها شده و ايستى ميكرد صاحب حاجت تعظيم غرائى مينمود و عريضهء خود را ميداد يا مطلب خود را شفاها اظهار ميداشت . منشى « آقا » كه اكثر ميرزا عباسخان معاون الملك ( قوام الدوله ) بود قبلا كشاله كرده بآقا نزديك شده ، ميرزا نصر اللّه قلمداندار « آقا » هم خود را بدسترس گذاشته بود . « آقا » بعد از مطالعهء عريضه يا شنيدن مطلب بدست خود حركتى ميداد كه منشى از همين حركت و و قيافه و ندرة چند كلمهاى كه معنى درستى هم نداشت تكليف جواب را مىفهميد ، سردست چيزى را كه بايد بنويسد در پاى عريضه مشغول نوشتن ميشد و در دورهء بعد « آقا » مهر خود را درميآورد و بمنشى ميداد ، كاغذ مهر ميشد و صاحب حاجت مقضى المرام دنبال كارش ميرفت .
ولى هيچكس ولو حامل پيغام شاه هم بود نبايد مصدع آقا شود و قبل از اينكه آقا به سمت او توجهى كند ، در كار خود حرفى بزند « آقا » هم در نوبت خود رعايت اشخاص باحيثيت را ميكرده و آنها را زودتر راه ميانداخت . يكى دو ساعت باينترتيب وقت ميگذشت و موقع رفتن در خانه ميشد چون راه از سنگلج تا دربار آنقدرها دور نبود اكثر سواره و گاهى پياده به راه ميافتاد . برسم زمان ، ده پانزده نفرى فراش و نوكر و پيشخدمت و قهوهچى و منشى قلمداندار و گاهى عدهاى اربابرجوع كه تيرشان به سنگ خورده و آقا به آنها توجهى نكرده بود جلو و عقب آقا راه ميافتادند . لباس « آقا » قباى راستهاى اكثر از قدك مله ( كرباس خودرنگ ) بود و روى آن هرقدر هم هوا گرم بود حكما بايد كلجهاى داشته باشد .
با اين هيمنه ، « آقا » از گلوبندك خارج ميشد و به سمت دربار ميآمد .
خوانندهء عزيز ميتواند درجهء خوشوقتى شترمآبانى را كه از تغيير لباس خيلى عصبانى بودهاند ، در روز غره شعبان 1290 كه اولين روز رفتن « آقا » بدربخانه است ، تفرس كند . از همانروز يا منتهى فرداى آن ، غير از اهل نظام همگى تغيير لباس دادند و پاهاى خود را از محبس تنگ شلوارهاى ماهوت خلاص نمودند . فقط بعضى از جوانها كه سروكارى با دربخانه نداشتند يا بعضى مسنها كه خيلى نميخواستند از « آقا » دلجوئى كرده باشند ، لباس كوتاه هشت نه ماههء اخير را حفظ كردند و اين عده در اين اوقات بسيار كم و انگشتشمار بودهاند .
مرحوم ميرزا هدايت اللّه وزير دفتر يكى از اين دسته بود كه حتى مجد الملك سينكى هم در نقادى خود از حولوحوش « آقا » اين كارها را منافى سن او دانسته ، او را جوان شصت و شش ساله خوانده است در صورتى كه شايد اتخاذ اين لباس از طرف وزير دفتر بسبب اظهار بىاعتنائى به رويهء پسرعموى خود يعنى « جناب آقا » بوده است . اين دو پسرعمو با هم ميانهء خوبى نداشتند حتى بعد از اين تاريخ در سر ملكى موسوم به اك كه در قزوين واقع بود با
هامش
( 1 ) - حياط بزرگ خانههاى كارمندان برجسته دولت را ديوانخانه ميگفتند . چون اكثر كارها در خانههاى صاحبكار انجام ميگرفت اطلاق ديوانخانه به اين حياطها خيلى بيراه نبود .