هم مرافعهء شرعى هم كردند . در اين مرافعه كه نزد حاجى شيخ هادى نجمآبادى مطرح بود ، « آقا » به قسم موفق بصدور حكم برله خود گرديد . ميرزا بزرگ خان ، پسر ميرزا على قائممقام در اين زمينه چكامهاى سروده كه مطلع آن اين است :
خوردن سوگند خواجه ، بردن اك را * تازه نموده است رسم غصب فدك را
ميرزا بزرگ خان « لا لحب على بل لبغض معاويه » اين شعر را سروده است زيرا حقا مستوفى الممالك را وسيلهء خارج شدن استيفاى خراسان از خانوادهء خود ميدانسته است .
چند روز بعد عماد الدوله بوزارت عدليه و عضد الملك با داشتن خوانسالارى و مهر - دارى ، به ايل خانيگرى ايل قاجار نيز سرافراز و صاحبديوان ، پيشكار آذربايجان ، بشغل وزير نظامى مفتخر گرديدند « 1 » .
ازاينكه شاه معتمد الدوله را بيكار گذاشته و حكومت كردستان را ضميمهء كرمانشاهان كرده و به مؤيد الدوله واگذار نموده است ، معلوم مىشود كه در بلواى جعلى او را هم شريك ميدانسته است .
هيئت وزراى مختار
شاه هفت هشت ماه صبر كرد كه شايد « آقا » بقول درويشها كردارى كرده رياست دار الشوراى خود را به كارهاى تازهاى آبرومند كند ولى « آقا » درويشتر از آن بود كه از اين قماشكارها از او سربزند .
بشوراى وزراء اصلا معتقد نبود تا چهرسد برياست آن . اين بىقيدى جناب آقا شاه را مجبور كرد فكر تازهاى بينديشد . در اوائل سال 1291 دستخط ذيل را صادر كرد .
« از اعضاى دولت و اعضاء مملكت شش نفر رؤساى ادارات مهمه دولتى را كه جناب مستوفى الممالك و جناب مشير الدوله و نواب اعتضاد السلطنه وزير علوم و نواب عماد الدوله وزير عدليه و جناب علاء الدوله وزير جنگ و جناب عضد الملك ايلخانى و خازن مهر مبارك است انتخاب فرموده وزارى مختار ( ؟ ) دربار اعظم لقب داديم و كليات امور ملكيه را كه منفردا بعهدهء هريك از آنهاست بذمهء اين مجلس و مجمع گذاشتيم به اين معنى كه هيئت مجتمعهء مزبوره كه هيئت وزراى مختار دربار اعظم ناميده شده است ، از اين تاريخ كه شهر ربيع الاول سنه هزار و دويست و نود و يك هجرى است در جزء و كل امور مملكت مسئوليت دارد . تكاليف اين مجمع و مجلس را كه تطبيق جمع و خرج و انتظام قشون و رفع هرگونه اختلال داخله و تعدى حكام ولايات و مباشرين و وصول وجوه حواله و انتقال وجوه بروات و اجراى بعضى مقاصد عاليه همايونى است جداگانه در ضمن اوراقى چند بدستخط خود مرقوم ، و مقرر داشتهايم : كه منبعد فقط مهر اين مجلس بلفظ « صحيح ، وزراى دربار اعظم » براى اتمام و انفاذ احكام كافى خواهد بود و در حوالهء بروات مهر ديگرى كه مشعر باداى
هامش
( 1 ) - رئيس قشون آذربايجان را از زمانى كه اين شغل با ميرزا تقى خان امير نظام بوده است وزير نظام مىناميدند . اولدفعهاى كه اين لقب شغلى بلقب عادى مبدل گشته موقعى است كه محمد ابراهيم خان دائى بىسواد نايب السلطنه كه قبلا معمارباشى بوده بوزارت تهران سرافراز شده است .