تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
دستمال‌گردن بعضى از جوانها را نمودند و آنها را در آينده محكوم بپوشيدن اين لباس دانستند و صحيح العمل‌ها را از قطع مواجب ترساندند . محدود شدن نفاذ امر شاهزاده‌ها و شاه وارثها را موجب خرابى آنها وانمود كردند . منفعت‌جويان و شترمآبان هم كه در هر صنفى از اصناف نوكرهاى دولت زياد بودند ، بواسطهء همدردى حاجتى بتحريك نداشتند . خلاصه اينكه تمام طبقات بتوسط اين مركز توطئه و تبانى بر ضد صدراعظم برانگيخته شدند . آيا « عم اكرم » معتمد الدوله ، و ، « فرزند عزيز » نائب السلطنه هم در اين تبانى شركتى داشته‌اند ؟ نميتوان بطور قطع از نفى يا اثبات بخصوص راجع‌به معتمد الدوله چيزى گفت ولى اين شاهزاده بىاندازه حيثيت دوست بوده و مقام شاهزادگى ، بخصوص عموئى شاه را تالى مقام سلطنت ميدانسته است . عزل تنكيلى حسام السلطنه فاتح هرات و برادر او كه در سال قبل بوسيله فرستادن حسين خان شهاب الملك شاهسون به ايالت خراسان و بيرون كردن شاهزادهء حكمران از مشهد كه شايد بر اثر نافرمانى او از دستورات صدراعظم اتفاق افتاده بود ، براى فرهاد ميرزا قابل فراموشى نبود . اما فريفتن نائب السلطنه جوان جوياىنام ، اينقدرها كار مشكلى نبوده است . همينقدر كه مانع بودن قانون جديد را از ترقى و دخل او نشان ميدادند ، كافى بود كه حتى بعزل ناصر الدين شاه هم تن دردهد . همين كه شاه قدم به خاك ايران گذاشت ، برحسب قرارداد قبلى ، از تمام طبقات نمايندگانى كه بعريضهء باقى افراد طبقهء خود هم مسلح « 1 » بودند بدربار نزد معتمد الدوله رفتند و عزل صدراعظم را خواستار شدند . شاهزاده اگر باطنا هم با آنها همدست بود ظاهرا قدرى نصيحت كرد ثمرى نداد مطالب آنها را بوسيله تلگراف بعرض شاه رساند . شاه در جواب از صدر - اعظم خود دفاع كرده دولت‌خواهى او را تشريح نمود ولى توطئه‌چيها طورى زمينه را حاضر كرده بودند كه دفاع « 2 » شاه هم اثرى نكرد بلكه پاره‌اى از نمايندگان اظهار كردند كه اگر شاه با صدراعظمش بتهران بيايد همگى تهران حتى ايرانرا ترك خواهند گفت « 3 » . شاه بيست و هفت سال بود بر اين كشور سلطنت ميكرد و كهنه‌كارتر از آن بود كه نداند موضوع بر سر اجراى قانون جديد است و خود را فداى اجراى اين قانون كند . از
هامش
( 1 ) - كلمه مسلح در اينجا ترجمه و اقتباس از زبان فرانسه است كه هر وسيله پيشرفتى را به اسلحه تعبير ميكنند . ( 2 ) - در فارسى سابق در اين مورد بجاى دفاع ، پشتيبانى ميگفتند و مينوشتند و دفاع را فقط در مقابل حمله مسلح استعمال ميكردند ولى امروز بقدرى اين كلمه بجاى پشتيبانى استعمال شده كه حتى همان آقايان كهنه‌پرستان ادبى هم بدون آنكه متوجه باشند ، اين لغت را در جلوگيرى از هر نوع حمله‌اى اعم از مسلح و يا غيرمسلح به كار مىبرند . با اينحال بايد اعتراف كرد كه استعمال پشتيبانى در مورد دفاعهاى معنوى و به كار بردن دفاع در مقابل حمله‌هاى مادى ، چون تخصيصش زيادتر است با مقصود متناسبتر و شايد اديبانه‌تر باشد . ( 3 ) - چه خوب بود دروغگو را تا در خانه‌اش ميبرد و اعلام ميكرد كه هركس ميخواهد برود مانعى ندارد ، آنوقت معلوم ميشد تا كجا راست ميگويند . من يقين دارم كه اگر شاه ايستادگى ميكرد آب از آب تكان نميخورد منتها ناصر الدين شاه نميخواست فكر خود را به اين كارها مشغول كند و ميل داشت ظاهرا سروصورتى بكارها بدهد و بتفريح خود مشغول باشد .