رفت . پس از چند روز اقامت در پايتخت روسيه از راه ورشو بآلمان رهسپار شد . چند روزى در برلن اقامت كرد و ضمنا سرى هم باميرنشينهاى جزو آلمان از قبيل باد و باوير و يكى دو جاى ديگر زد و به خاك بلژيك و بروكسل عزيمت نمود و از اين پايتخت به ليژ و از آنجا به دوور ، ساحل انگلستان و از آنجا بلندن نهضت نمود . پس از چند روز توقف از بندر پورت - اسموث بكشتى فرانسه كه باستقبال آمده بود نشست و از ساحل شربورگ با قطار راهآهن بپاريس آمد و بعد از چند روز اقامت به سمت ژنو رهسپار شد . پس از يكى دو روز گردش و اقامت به سمت شهر تورن پايتخت آنروزى ايطاليا حركت و در تورن چند روزى توقف كرد .
بعد بجانب ميلان و از آنجا به وين پايتخت اطريش رفت و پس از چند روز اقامت از راه سالسبورك به برنديزى ( بندر ايطاليائى ) عزيمت نمود و با كشتيئى كه دولت عثمانى باستقبال فرستاده بود بجانب اسلامبول رهسپار شد . چند روز در آنجا اقامت كرد و با كشتى بحر اسود را پيمود و در بندر پوطى مجددا به خاك روسيه وارد شد ، از آنجا با راهآهن و كالسكهء اسبى به تفليس و باكو و از آنجا با كشتى روز چهارم رجب 1290 وارد انزلى گرديد .
در اين مسافرت كه در حدود پنج ماه طول كشيد ، از طرف امپراطورها و پادشاهان و امراء و رؤساى جمهورى ممالكى كه شاه به آنجا رفته حتى سويس كه هيچگونه رابطهاى با ايران نداشت همهگونه احترام به عمل آمده و همهجا ، نشان درجهء اول كشور كه بپادشاهان داده ميشده بدست رؤساى دول بشاه تقديم گرديده است . زرنگى و كاردانى صدراعظم و متانت و وقار ايرانيان بااينكه تقريبا همه از آداب اروپائى بىاطلاع بودهاند ، همهجا چراغ راه آنها بوده برازندگى ايرانى را در تمام عالم منتشر كرده است . من خود از پيره ژنرالهاى روس حكاياتى شنيدهام كه تماما مبنى بر حس احترام و عظمت نسبت بشاه و دليل آدابدانى و نجابت همراهان اوست . اين سفر به خوبى بر اروپائيان ثابت كرد كه دربارهء ايران نبايد از روى كتاب الفليله و حاجىبابا و افسانههاى محمد رضا بيك سفير شاه صفوى قضاوت كرد .
ايرانىها مردمانى باحيثيت و آبرومند و نجيب و داراى ملكات فاضله هستند و بزرگمنش مىباشند . شاه هم الحق در تمام موارد حق نمايندگى يك ملت كهنسال باحيثيت را به خوبى اداء ميكرده است .
استعفاى صدراعظم
شايد شاه و يقينا صدراعظم تصور ميكردند كه اين وجههاى كه دولت و ملت ايران در نتيجهء اين مسافرت بدست آورده است و انتشار قوانينى كه به زودى بر اثر مقننه شدن دولت به عمل خواهد آمد ، در آيندهء نزديكى دولت ايران را داخل در جرگهء دول اروپا كند و نتائج زياد مادى و معنوى از اين پيشرفت حاصل آيد .
ولى شترمآبان و منفعتجويان دربارى جور ديگر فكر ميكردند . در غياب پنجماههء شاه توطئه و تبانيهائى نموده ، دوره افتادند . هريك از راه دربردن دستهاى را به عهده گرفتند و هر دستهاى را از راه مخصوص به خود آنها فريفتند . در نزد علماء بىمبالاتى صدراعظم را در كارهاى شخصى با آبوتاب زياد و حتى تهمت و افتراء شاهد قرار داده او را بيدين و ملحد قلمداد كردند و به آنها كه از پوشيدن لباس كوتاه عصبانى بودند جليقهشلوار و يخه و