نخور و بميرى به او بدهند . شايد اجراى اصلاحاتى كه سابقا به آن اشاره كردهام ، بعد از امضاى همين لايحه قانونى اجرا شده باشد و الا با شترمآبى دوره ، كوتاه كردن لباس و كلاه و در حقيقت متحد الشكل كردن مردم آن روز ، كار سهلى نبوده است . حتى بواسطه تشويقهاى صدراعظم بعضى از جوانها كه هميشه در لباس متجددترند بپوشيدن قباى كمرچين هم اكتفا نكرده باشند و در اين صنف جليقه و شلوار و سردارى جاى لباس راسته را گرفته باشد و شايد شيكپوشهاى آنها يخه و دستمالگردن هم مىبستهاند چنان كه عكسها و تصويرهائيكه از جوانهاى ايندوره ديده شده است اكثر با يخه و دستمالگردن است .
در همانروزيكه دستخط صدارت مشير الدوله صادر شد ، معير الممالك را هم به وزارت ماليه تعيين كردند . پس جاى مستوفى الممالك هم شخص متعينى برقرار شد و بعد از چندى قوام الدوله ، رفيق مروى خودمان را هم بجاى نظام الملك كه رئيس محاسبات بود وزير محاسبات كردند . ميرزا محمد قوام الدوله بواسطه استيفاى آذربايجان و چند ولايت ديگر كه از پدرش ارث داشت بااطلاع و كارآمد و در حقيقت از سنخ خود مستوفيها بود و برعكس نظام الملك از عهدهء كار بيرون ميآمد و از اين حيث هم جلو غرغر مستوفيها گرفته شد .
همانطور كه پيشبينى ميشد وزارت لشكر هم باز سبز شده بود . اين شغل را بميرزا هدايت اللّه پسرعموى مستوفى الممالك داده بودند ولى كمى بعد در اوائل 1290 قوام الدوله به مرض محرقه كه بعد از هر قحطى بلاى جان فقير و غنى است درگذشت و ميرزا هدايت اللّه با لقب وزير دفتر ، رئيس دفتر استيفا شد و وزارت لشكر به ميرزا موسى پسر ميرزا هادى كه از احفاد آقاسى بيك پسر آقا محسن آشتيانى و با قوام الدوله و ميرزا هدايت نبيرهء عمو بود رسيد .
اگرچه باوجود قانون جديد ديگر وزارت دفتر و وزارت لشگر محلى از اعراب پيدا نميكرد و اين دو اداره يكى تابع وزارت ماليه و ديگرى در ادارهء وزارت جنگ قرار ميگرفت .
چنان كه وزارت ماليه معير الممالك هم با وزارت خزانه او نميساخت ، زيرا خزانه بايد در تحت ادارهء وزارت ماليه درآيد و رئيس ديگرى غير از وزير ماليه داشته باشد ولى تا به آنجا برسند طول داشت و نميشد كارها را بىرئيس گذاشت . فقط كاريكه مشير الدوله براى تكميل نه وزير خود كرده است ، احضار حسنعلى خان سفير استانبول و تعيين او به سمت وزير فوائد است . ناصر الملك محمود خان قرهگزلو را هم معاون خود قرار داده كارهاى وزارت جنگ و سپهسالارى خود را بدست او انجام مىكند از اينرو ميتوان پيشبينى كرد كه ناصر الملك وزير جنگ كابينه آينده است .
در اواخر سال 1289 صدراعظم گزارش ديگرى بعرض رساند و قبوض مواجب تمام نوكرهاى دولت اعم از قلمى و نظامى را كه دو ماه به آخر سال مانده تمام و كمال پرداخته شده بود ، بتوسط برادرش معتمد الملك كه بوزير مخصوص ملقب بود بحضور فرستاد . در دستخطى كه شاه در جواب اين گزارش بصدراعظم نوشته تحسين بيحسابى از اين كفايت و كاردانى كرده است و ضمنا اين دستخط مرحمتآميز خالى از نكوهشى نسبت بوزراى گذشته كه « بخيالات شخصى ميپرداخته و از خدمت تن مىزدهاند » نميباشد .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص١٢٤