تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
نخواهد شد ، خادم محروم نخواهد ماند و مقصر آزاد نخواهد گرديد . ناصر الدين شاه نطق خود را از حفظ و مرتجلا ادا كرد ولى بىشبهه پيش‌نويس اين نطق املاى مشير الدوله بوده است زيرا دو كلمه « عسكر و عسكريه » را كه در زبان تركى عثمانى بجاى ارتش و قشون مصطلح است ، در چند جاى اين نطق ايراد كرده است . اين لغت در زبان فارسى تا آنوقت خيلى معمول نبوده و از اين جمله معلوم مىشود مشير الدوله كه اكثر بخصوص در اين اواخر در دربار عثمانى سفارت داشته ، اين لغت را بدون توجه املاء كرده و شاه هم نوشته و بعد از ضبط مطلب از حفظ اداء نموده است . بعد از نطق شاه ، مشير الدوله سپهسالار اعظم جوابى مبنى بر افتخار و مباهات افراد قشون از سرپرستى اعليحضرت بعرض رساند و در آخر ترقيات آينده قشون را عنقريب وعده داد .

صدارت مشير الدوله

يك ماه و نيم بعد در 29 شعبان 1288 بالاخره نتائج تمام اين اقدامات مقدماتى ظاهر شد . شاه دستخطى صادر كرد و منصب صدارت را با تمام اختيارات به ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار اعظم واگذاشت . در اين دستخط مخصوصا قيد كرده كه براى بسط يد سپهسالار در كارهاى نظامى اين منصب به او داده شده است ، از فصول ده‌گانه‌اى كه شاه در ذيل اين دستخط بطور دستورالعمل بصدراعظم خود نوشته است ، به خوبى برميآيد كه قبلا بين شاه و صدراعظم قرار ومدارى گذاشته شده و شاه تمام اختيارات حتى مداخله در بيوتات سلطنتى را هم از خود سلب كرده و به او واگذاشته است . ميرزا حسين خان پسر ميرزا نبى خان قزوينى امير ديوانخانه ( وزير دادگسترى ) عهد محمد شاه و تحصيلات او همان تحصيلات معمولى قديمى بوده است . شايد در اوائل دورهء مدرسه دار الفنون در خارج از مدرسه زبان فرانسه را هم كمى آموخته باشد ولى در مقابل ، هوش سرشار فوق العاده‌اى داشته و در مأموريتها و اقامتهاى خود در دربارهاى دول اروپا كه هميشه خدمت ادارى او بوده ، در طرز جريان كارهاى دول محل توقف خود ، مطالعات كرده خود را براى همه‌كار آماده نموده است . در اين چند ماههء وزارت عدليهء خود كه در حقيقت شاخص هيئت وزراء شده بود ، بقدرى زيركى و زرنگى و مردم‌دارى بخرج داد كه همه حتى شاهزادگان درجه اول كشور مانند اعتضاد السلطنه و نصرت الدوله را هم به خود معتقد كرد . خوب چيز مينوشت خوب حرف ميزد و در كارها بسيار جدى بود و پشتكارى خستگىناپذير و دليرى و شهامتى بسزا داشت . همت بلند او را از مدرسه و مسجد و عمارتى كه در جنب آن براى خانه خود در آندوره ساخته است ميتوان اندازه گرفت . وطنپرستى و عشق بترقى كشور و انتظام امور در او جبلى بود . براى اين جمله احكام و دستورهاى او كه در كارهاى كشور داده دليلى بس هويداست . با هرچه كهنه بود دشمن و در همه‌چيز بنوى و تازگى معتقد بوده بافكار پوسيده و رسوم قديم وقعى نميگذاشت . ولى از آفات تمدن اروپائى هم كه ساليان دراز در آنجاها بسر برده بود بدور نبود .