تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
حقيقت ، نشان درجهء اول شير و خورشيد جاى نشان مقدس را گرفت و نظامنامه‌اى براى هر يك نوشت و در اعطاى نشان و رتبه نظامى بسيار كف يد ميكرد . سابقا در شبهاى عيد ولادت شاه فقط چراغانى و آتشبازى ميكردند ، مهمانى از سفراى خارجه و رجال درجه اول و دعوت بشب‌نشينى از كارمندان درجهء دوم و سوم سفارت - خانه‌ها و دوائر دولتى ، رسمى است كه مشير الدوله در اصلاحات خود معمول كرده است . بيرق شير و خورشيد ايران خيلى قديمى است از تواريخ نميتوان تاريخ و تحولات آن را بدست آورد ولى رنگ زمينهء بيرق معين نبود . حاشيه‌اى برنگ سرخ يا سبز يا ملمع از اين دو رنگ بعرض چهار انگشت بيش‌وكم در دورهء پردهء سفيد قرار ميدادند و اجمالا رنگ سرخ و سبز و سفيد سه رنگ پردهء بيرق ايران بشمار ميآمد . تقسيم اين سه رنگ بسه قسمت كه از سبز شروع و بسرخ ختم شود و شير و خورشيد در وسط رسم گردد از كارهاى مشير الدوله است . براى اولين دفعه اسم نظميه در روزنامه‌ها ديده مىشود يكى از افواج را مخصوص حفظ نظم شهر كرد و اسم آن را فوج نظميه گذاشت . خلاصه اينكه آنچه امير نظام شالودهء آن را ريخته و از زمان او تا اين‌وقت معطل مانده بود و به صورت ظاهر ورگذار ميشد همه بطور خوبى به كار افتاده و در ظاهر و باطن كارهاى دولتى بهبوديهائى حاصل آمد . در سال 1289 باسم گزارش يا راپرت و قانون و آئين‌نامه ، سه فقره مشروحه بعرض شاه رسانده است كه هرسه قابل ذكر مىباشد . در اولى روزها و ساعات و محل رسيدگى بكارها را معين و مخصوصا براى جلوگيرى از اتلاف وقت ، ورود اشخاص بيكار را در هيئت دولت سخت قدغن و روزهاى پنج‌شنبه را براى پذيرائى اشخاصى كه با او كار خاصى داشته باشند تعيين كرده است . در مقدمهء اين راپرت ارزش وقت را تذكر داده و مخلوط كردن كارها را بهمديگر سخت قدغن نموده است . از اين جمله معلوم مىشود كه تا اينوقت ارباب‌رجوع در هر ساعتى كه ميخواسته ميتوانسته‌اند نزد صاحبكار بروند و حاشيهء مجلس را پر كنند و مخصوصا يكى از تجملات ادارى شترمآبان دورهء قبل بوده است كه هميشه مجلس خود را از اين قماش ارباب‌رجوع پر ميخواسته و اين وضع را اسباب اعتبار خويش ميدانسته‌اند . ديگرى گزارشى است كه در اواخر شعبان از كارهاى انجام شدهء يكسالهء زمان صدارت خود بعرض شاه رسانده است . خيلى مايهء تأسف است كه اين گزارش در دست نيست و الا بهتر ممكن ميشد در كرده‌هاى اين مرد دقت به عمل آيد ولى اجمالا از جوابى كه شاه به او داده است معلوم مىشود كه در گزارش خود وجه پر نكرده و از كارهاى كوچك كه سايرين در گزارشهاى خود برخ شاه ميكشيده‌اند ذكرى نياورده و بمهام امور انجام شده اكتفا نموده است . زيرا شاه در دستخط خود بعد از تحسين زياد از اقدامات او همين موضوع را متذكر شده و نوشته است كارهاى شما خيلى بيش از اين‌هاست و هزار كار انجام داده‌ايد كه ننوشته‌ايد . در خاتمه مىنويسد :