تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
كار حكام را در اعمال جزائى قلمرو خود بحبس متهم و تحقيقات مقدماتى و ارسال نتيجه آن بمركز منحصر كرد . دادن حكم را به شخص خود و در حقيقت بوزارت عدليه اختصاص داد مخصوصا ملفوفه‌فرمانى كه در اين موضوع بوليعهد خطاب كرده بود در روزنامه منتشر شد كه باقى حكام حتى عموها و ساير پسرهاى شاه هم تكليف خود را بدانند . ربيع الثانى 1288

سپهسالارى مشير الدوله

سه ماه بعد در 13 رجب روز عيد ولادت حضرت شاه ولايت بر خلاف قواعد تشريفاتى ، شاه با لباس كوتاه ساده نظامى بسلام نشست . باز هم بر خلاف قواعد تشريفاتى معمول كه فقط شاه بحضار تبريك ميگفت و مخاطب سلام جواب مفصلى عرض كرده و شاعر به مناسبت جشن ، قصيده‌اى ميخواند و سلام ختم ميشد اعليحضرت نطق مفصلى كرد . شاه فرمود همه تعجب ميكنيد چه شده است ما لباس نظامى دربر كرده‌ايم بعد وارد اهميت شغل نظامى و توجه خاصى كه به آن دارد شده شكوهء زيادى از بىترتيبيهاى گذشته كرد و گفت : « از امروز من خودم رئيس قشون كشور هستم و انتظام امور آن را بر عهدهء خود ميگيرم و چون لازم است يكنفر واسطه بين ما و قشون باشد حاجى ميرزا حسين خان مشير الدوله را كه حاضر حضور است از جانب خود نائب كرده بلقب سپهسالار اعظم و وزير اعظم عسكريه ملقب ميفرمائيم و اين دو كتاب را كه سابقا نوشته شده و هنوز اجراء نيافته بود ، بدست خودمان به او ميدهيم كه انشاء اللّه تعالى الى نقطه آخر مجرى دارد و نكته‌اى فرونگذارد . از اين روز ببعد القاب و مناصب نظاميه باستحقاق بايد باشد نه بواسطه و وراثت . از امروز ببعد هر خدمتى را پاداش نيك خواهيم داد و هر خيانت را تنبيه و سياست . گذشت و اغماض بهيچ‌وجه
هامش
سند كه يكى از آنها در حقيقت مدير كل وزارت ماليه محسوب ميشد ميرسيد و در زير آخر سطر اول شاه امضاء خود را با جملهء « صحيح است » ميگذاشت و قوت اجرا به آن ميداد . ولى شاه اوامر كتبى و رسمى ديگرى هم داشت كه مثلا در امر خاصى از قبيل تحقيق و تفتيش و رسيدگى به كار معينى بايد صادر شود يا دستورى بطور فوق‌العاده به كسى اعلام گردد . البته اين فرمان مخاطب داشت و مجرى آن هم همان مخاطب فرمان بود و بس . اين فرمان بايد سربسته بمخاطب برسد و به همين جهت آن را ملفوفه‌فرمان موسوم كرده بودند . ملفوفه‌فرمانها روى كاغذ كوچكتر و با عباراتى معمولىتر نوشته ميشد و بصحه شاه و مهر صدراعظم ميرسيد و براى مخاطب ميرفت كه او فحواى آن را باجرا برساند . ممكن بود اين دستور متحد المال يا بخشنامه باشد كه بايد به تمام حكام ابلاغ شود در اين صورت نسخه‌هاى متعدد از روى يك اصل نوشته و هريك را با عنوان مخصوص براى هر حاكمى يا فرمانفرمائى ميفرستادند . شاه اوامر خصوصى و دستورات مخصوص هم داشت كه آنها را به خط خودش و گاهى به خط منشى مخصوصش كه حكما ذيل آن را امضاء ميكرد صادر مينمود . اين قسمت بدستخط موسوم بود . امروز با حكومت دموكراسى ملفوفه‌فرمان ديگر محل و موقعى ندارد آنچه سابقا بوسيله ملفوفه‌فرمان بحكام و مأمورين مخصوص رجوع ميشد ، امروز بوسيله احكام وزارتى به آنها ابلاغ مىشود ولى فرمان و دستخط باز هم رايج است ولى دستخطها هم بواسطه مصونيت شاه و مسئوليت وزراء نبايد حاوى كارهاى دولتى باشد . پس دستخط هم تا اندازه‌اى منسوخ شده و اگر در پاره‌اى از موارد به خط شاه چيزى صادر شود ، شامل مطالب دولتى نبايد باشد زيرا با مسئوليت وزراء منافى است .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 115 | عبدالله مستوفى