سوارهاى محل خود مىآيند . شاه هم كه هميشه با بهت و شكوه سلطنت علاقهء خاصى دارد با حاشيه و دنبالهء عريض و طويل است بخصوص در اين مسافرت كه از طرف روسها كشتىهائى هم براى پذيرائى و گردش شاه در دريا با يكنفر ژنرال روسى مأمور شده است . اين مسافرت در حدود دو ماه طول كشيد و نزديك آخر سال قمرى كه با آخر سال شمسى تقريبا مصادف ميشده بپايتخت مراجعت كرده است . شاه در اين سال هم ، خود بمهام امور كشور رسيدگى مىكند .
رابطهء منظم بين ايران و اروپا
روابط بين ايران و دول اروپا بخصوص با دولت همسايه و همكيش يعنى دولت عثمانى منظم شده ، در تفليس و حاجى طرخان و بمبئى و بغداد جنرال كنسولى دائم قائم گشته و در دربارهاى روس و انگليس و فرانسه سفارتهاى دائمى برقرار شده و از طرف دول مزبور بعلاوهء بلژيك و اطريش سفارتخانههائى در تهران مستقر گشته است .
سفير كبير ايران در پايتخت دولت عثمانى حاجى ميرزا حسين خان مشير الدوله پسر ميرزا - نبى خان قزوينى است . برادر كوچك او يحيى خان لقب معتمد الملكى دارد و از رجال دربارى محسوب مىشود . شاه از خدمات اين دو برادر بخصوص مشير الدوله كه موجب حسن روابط بين دولتين گشته است خيلى راضى است . مشير الدوله مردى فعال و باهوش و زيرك و زرنگ است از طرف شاه نشان اقدس براى سلطان و از طرف سلطان نشان اول آن كشور بوسيلهء مأمورين مخصوص اهدا شده است . هم دولت متوقف فيها و هم دولت متبوع اين سفير كبير كمال رضايت را از اين مرد ، كه موجب اينهمه يكجهتى شده است دارند .
مسافرت شاه بعتبات
البته هيچكارى بيمقدمه اتفاق نمىافتد ولى رسم حكومت استبدادى بر اينست كه هميشه مقدمات را در خفا نگاه ميدارند و تدارك را طورى مىبينند كه از مقدمات كسى باخبر نشود چنان كه در 1287 بدون مقدمه ، مسافرت شاه ببغداد به قصد زيارت عتبات سرگرفت البته قبلا قرار طرز پذيرائى شاه و اردوئى كه بايد همراه باشد بين سفير كبير ايران و دربار عثمانى داده شده بود .
شاه در بيستم جمادى الاخره كه تقريبا با اواخر ميزان مصادف بود با اردوى مفصلى مركب از سواره و پياده و خدم و حشم كه درخور نمايش سلطنتى ايران در عتبات باشد از تهران حركت كرد . در غياب شاه پسر شانزده سالهاش نايب السلطنه است و مستوفى الممالك به سمت وزير اول تمام كارها را اداره مىكند رياست اردوى ملتزم ركاب هم با شاهزاده حسام السلطنه مىباشد حرمخانه و اكثر شاهزادگان و رجال نيز همراهند . شاه از راه ساوه به همدان و از آنجا به كرمانشاهان رهسپار و از خانقين وارد خاك عثمانى شد . بسعى و مواظبت ميرزا حسينخان مشير الدوله كه از استانبول تا كرمانشاهان باستقبال آمده بود چه در سرحد و چه در بغداد و چه در ساير اماكن مقدسه احترامات زياد نسبت بشاه ملحوظ داشتند . اردوى شاه كه افواج و سواره و توپخانه همراه داشت همهجا در بيرون شهرهاى خاك عراق عرب در مقابل اردوى عثمانى كه براى حفظ احترام بود قائم ميشد . از زرنگى و كاردانى مشير الدوله هيچ نوع خلاف انتظارى رخ نداد . بين شاه و سلطان عبد العزيز خان در موقع ورود به بغداد همچنين در عيد فطر تلگرافات تهنيت ورود و تبريك عيد ردوبدل گشت بقدرى خدمات و زيركى و زرنگى