تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
ميگرفته است در سفر خراسان كه جزو ملتزمين بوده است بعد از عزل از همين كار چند ولايت در مشهد بدرود زندگى ميگويد .

سفر خراسان

در 15 ذيحجه سال 1284 شاه به قصد خراسان از تهران اردو بيرون زد در اين سفر زيارتى ، مهدعليا ، مادر و عزت الدوله ، خواهر ، و عده‌اى از زنهاى شاه در شصت كالسكهء شش اسبه همراه بوده‌اند . پنج فوج پياده و چهار پنج هزار سوار با توپخانه و نقاره‌خانه و زنبوركخانه و فراشخانه و دنبالهء زيادى از شاهزادگان و عملهء خلوت و رجال و اعيان و مستوفيان و ساير طبقات ، التزام ركاب داشتند . ميرزا نصر اللّه مستوفى كه بعد از سفر سلطانيه همواره در مركز مشغول كار استيفائى خود بود مانند مستوفى اردو همراه بود و چاپخانه‌اى هم با اردو برده بودند كه وقايع مسافرت را روزبروز طبع كند . اين مسافرت در حدود شش ماه طول كشيد ، از راه خوار و سمنان و شاهرود و سبزوار و نيشابور رفته و از راه قوچان و بجنورد و نردين و فيروزكوه به تهران معاودت كرده است . در بين راه از بجنورد عده‌اى از سواره‌هاى ملازم ركاب را با خان بجنورد مامور نموده است كه بر سر تركمنها تاخت برده آنها را متفرق كرده‌اند معلوم مىشود اين وحشيان متهور براى بدست آوردن الجه و اسير باردوى شاه هم طمع بسته بودند . سالهاى 5 - 1284 واقعه تازه‌اى ندارد شاه همچنان خود صدراعظم كشور خويش است قشون ايران بشش سپاه تقسيم شده است و هريك نظم يك ايالت يا چند ولايت را عهده‌دار هستند . از طرف شاه امرى صادر مىشود كه در موارد رسمى و نيم‌رسمى رتبهء نظامى اشخاص مدرك احترامات آنها باشد و احترامات نسبى مانند شاهزادگى نبايد موجب شود كه اشخاص كم‌رتبه‌تر از اشخاص بالاتر جلو بايستند . باز براى جلوگيرى از تجمل نظاميان جهة هريك عدهء محدودى نوكر و مستخدمين شخصى تعيين شده است . اين جمله معلوم ميدارد كه چگونه احكام نظامى و حتى اوامر شاه مهمل ميمانده و مجرى نميشده است زيرا چنان كه در سابق نوشته شده است در اواخر دورهء صدارت ميرزا آقا خان نورى هم امرى در همين موضوع صادر شده و بصحه شاه هم رسيده بوده است .

سفر شاه به گيلان

سال 1286 جز تغييرات جزئى در حكام و رؤساى قشون و سركوبى حسن سلطان و سعيد سلطان اورامانى « 1 » در كردستان و در آخر سال سفرى كه شاه بگيلان كرده است چيز ديگرى كه قابل ذكر باشد اتفاق نيفتاده است . بطور كلى در اين مسافرتها حكام حول‌وحوش هم ، براى تقديم بندگى با
هامش
( 1 ) - محل اين اورامانيها بواسطه كوههاى سخت و رودهاى عظيم كه اكثر بدجله ميريزد خيلى صعب الوصول است . اين آقايان مخصوصا بواسطه قرب جوار با كردهاى عراقى و بندوبست با آنها كه هروقت فشار ببينند نزد آنها متوارى ميشوند امروز هم بدشان نميآيد ماليات ندهند و مامور دولت را به تشر و تهديد جواب كنند . چنان كه ماليات چند ساله آنها در اوائل سلطنت رضا شاه فقيد يك جا بتوسط آقاى فتح إله مستوفى كه رئيس ماليه آنجا بود ( البته باتكاء محمود خان امين كه در آنوقت فرمانده فوج كردستان و راههاى تمرد را بر آنها بسته بود ) وصول شد .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 108 | عبدالله مستوفى