هدايت هم در هر كار معين و ياور او و در تلگرافخانه سمت رياست دارد و برادرش جعفر قليخان رياست و محمد حسين خان ( اديب الدولهء بعد ) نظامت مدرسه دار الفنون را عهده دارند . ذكر اين وزير و زيردستانش بخير و نام همه زندهء جاويد باد .
اما ساير وزراء بدون اينكه بخواهم پاكقصدى و دولتخواهى آنها را ترديد كنم بايد دربارهء آنها بگويم از كار عالم بى خبر بودند و وضع حاضر را بهترين اوضاع ميدانستند چند عمارتيكه مانند شمس العماره و عشرتآباد و سلطنتآباد ساخته ميشد چشم آنها را پر كرده بود و دلشان را بخيابانى كه شاه براى سلطنتآباد كشيده و عراده رو نموده بود خوش ميكردند . در صورتى كه هرچندى يك بار جمعى تركمن كه بعضى از آنها از اهل يموت و كوكلان و تبعهء ايران و در خاك استراباد هم بودند بنواحى خراسان حمله ميآوردند و بقتل و غارت ميپرداختند و خان بجنورد و گاهى خان قوچان و زمانى سوارهاى ديگر محلى ، بايد بر آنها بتازند و قتل و نهب را بقتل و نهب مكافات كنند و براى هريك از اين فتح ( ؟ ) ها بتصويب وزراء ، درجه و خلعت و نشان و امتياز بگيرند . قافله تجار و زوار همچنان با توپ و سوار از شاهرود به مزينان و از مزينان به شاهرود رفتوآمد كند و باوجوداين ، اهل قافله از از دستبرد اين مردمان وحشى ايمن نباشند . در صورتى كه همين روزها قشون روس از سمت شمال بحر خزر و بوسيلهء كشتىهاى جنگى كه در اين دريا داشتند بجانب بخارا و خيوه و سمرقند پيش ميآيند و از آنها براى آينده نزديكى مردمان زارع و تاجر و كارگر ميسازند .
اگر وزراء جنگ و ماليه و خارجه و عدليه ، مثل اعتضاد السلطنه ، اهل اطلاع بودند آنها هم يكى گلپايگان و ديگرى خوانسار و ديگرى محلات و ديگرى نطنز و جوشقان را تيول فرهنگى ادارات خود كرده جوجهسرتيپها و بچه ميرزاها و اولاد كارمندان وزارت خارجه و عدليه را تربيت ميكردند ، فرهنگ كشور تا حدى عمومى ميشد و مردم زودتر بحوائج خود آشنا ميشدند و معايب را بمرور رفع ميكردند ولى چه فايده كه باقى وزراء در چهارچوب اوضاع زمان خاقان تختهبند بودند و حرف اين عدهء قليل را كه از مدرسهء دار الفنون بيرون ميآمدند نمىفهميدند و از اين طبقه تشويق بسزائى نميشد و روزبروز پايه دانش آنها تنزل ميكرد تا بالاخره در آينده اين مدرسه محل اعاشهء جمعى مىشود و روح بينش و دانش ، اين مؤسسهء سى چهل ساله را بدرود ميگويد .
شايد تصور شود شاه مانع بوده است ؟ خير ! اگر شاه مانع بود هرروز بوجهى خاص اعتضاد السلطنه را در كارهايش تشويق نميكرد . شاه از خدا ميخواست كه ساير وزيرهاى او هم مثل اعتضاد السلطنه در كار خود خبير و بينا باشند و مقصودشان خير و صلاح عامه و تربيت كاركنان درجهء دوم و سوم و چهارم دولت باشد ولى اين وزراء را از كجا ميآورد ؟ بهركس رو مىآورد جز متملق كهنهپرست و منفعتدوست و جاهل باوضاع زمان نمييافت .
مثل ناصر الدين شاه بعد از دستبسر كردن امير نظام كه يقينا خيلى افسوس آن را
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص١٠٦