تقديم خدمت نمايان به كسى نشان نميداده است . مثلا حسام السلطنه بعد از فتح خراسان گذشته از تمثال و شمشير مرصع كه جنبهء خصوصى داشته نشان دولتى كه گرفته سرهنگى بوده است . ولى گشادبازيهاى ميرزا آقا خان كه چون براى خود و كسوكارش هرروز نشان و امتيازى ميگرفته و نميتوانسته است بسايرين ندهد ، كار را از خرك بيرون كرده و دارندگان نشان زياد شدهاند به همين جهت است كه شاه اين سه نشانرا ايجاد كرده است كه لامحاله اگر براى سلاطين و وزراء كشور خارج نشانى ميفرستند چيز عمومى نباشد .
لباس رسمى
لباس رسمى در اينوقت براى تمام طبقات جبه و شالكلاه است . شال كلاه نوعى عمامه است و ريشهء قديمى و عربى دارد . بعد از استيلاى عرب بر ايران تقليد از قوم غالب ، كلاه قديم اعيانى ايرانيها را مبدل بعمامه كرد . مردمان باحيثيت بخصوص اهل علم همه عمامه بر سر ميگذاشتند حكومت بعضى از سلسلهها كه اصلا ترك بودهاند شايد تغييرى در سرپوش داده باشد . وقتى كه صفويه بسلطنت رسيدند چون تا حدى سلطنت خود را روحانى جلوه ميدادند عمامهء سبز را كه نشانه سيادت آنها بود براى سرپوش خود اتخاذ و براى امتياز ، تاج يا جقهء جواهر بر آن نصب كردند . اهل علم و رجال عمامهء عادى بسر ميگذاشتهاند و كلاههاى باقى مردم به حال سابق مانده است . نادر شاه و كريم خان چون جنبهء روحانى نداشتند شال ترمهء پتهدوزى حاشيهدارى بكلاه عادى پيچيده بر سر گذاشتند تا بين آنها و سايرين امتيازى باشد . آقا محمد خان تاجى از جواهر بسر گذاشت و شالكلاه نادرى و كريمخانى را برجال مملكت خود داد . فتحعلى شاه و محمد شاه و ناصر الدين شاه هم دنبال همين رويه را گرفتند و شالكلاه جزو لباس رسمى شد .
جبه هم ريشهء عربى يا تركمنى دارد زيرا لباس بلند گشاد در نزد اعراب و تركمنها مرسوم بوده است و از قديم الايام لباس بلند ميپوشيدهاند ولى از پوستين ميتوان حدس زد كه طرز برش و دوخت جبه از افغانستان و خراسان بسائر نقاط ايران آمده باشد و چون لباس روپوش راحت پردوامى بوده است ، تمام ايرانيها آن را اتخاذ كرده و در موارد رسمى و نيمرسى و بطور كلى در مواقع احترام ميپوشيدهاند .
بنابراين از زمان آقا محمد خان ببعد شالكلاه و جبهء ترمه و چاقچورى از ماهوت گلى و كفش ساغرى لباس تمامرسمى و رنگ شال جبه اختيارى بوده است . ناصر الدين شاه چاقچور « 1 » را بجوراب ماهوت گلى و كفش ساغرى را بكفش دستكدار تبديل كرد ، ولى
هامش
( 1 ) - چاقچور شايد اصلا تركى باشد در دهات اراك به آن « دولاق » ميگفتند اين زيرجامه در مسافرت و سوارى به كار ميرفته است . براى داخل شدن آن در لباس رسمى تاريخچهاى هم نقل ميكنند ، شخص بزدلى از ديدن شاه قوه ماسكه را از دست داده و بعد از برهم خوردن سلام يادگارى از كمدلى خود برجا گذاشته است .
براى حفظ احترام حضور شاه يا پنهان داشتن بزدلى بعضى ، از آن تاريخ امر شده است بقيه در صفحه بعد