تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
بر ايشان نگهبان يكى مرد كرد * كه ديده به دانش بسى گرم و سرد كه باشد پرستارشان روز و شب * نگويد سخن جز طريق ادب چو بگذشتشان سال از پنج و شش * پسنديده گشتند و خسرومنش چنين گفت نوّاب گردون‌قباب * كه تعليم طفلان بود از صواب [ 171 ب ] چه گفتار فرزانه‌اش رهنمود * دبستان از ايشان گلستان نمود يكى موبد از تخمه بخردان * كه هم با هنر بود هم نكته‌دان به تعليم ايشان سرافراز كرد * در مكرمت بر رخش باز كرد سراينده از بهر تقرير لب * گشود و نياسود در روز و شب ز تعليم استاد و از گوهرا * ز بخشايش دادگر داورا ز خواندن دمى رخ نه برتافتند * هرآن‌چيز خواندند دريافتند بخواندند اوّل كلام مجيد * كه اين است بر باب رحمت كليد وزان پس به درس دگر تاختند * حروفات و معنيش بشناختند كنون‌اند الحال شاداب‌بخت * برآرندهء مسند و تاج و تخت به طفلى جوان‌بخت و در عقل و پير * به درك سخن گشته روشن ضمير ز بعد دو سال دگر كردگار * به نوّاب جم‌قدر با اقتدار دگر كودكى داد بازيب و فر * به قد چون صنوبر به رُخ چون قمر على اكبرش نام كرد از شرف * كه گردد سگ كوى شاه نجف خدا يارشان چشم بد دور دار * بسى قرنها شاد و مسرور دار كه يابند از مدّعا كام دل * نگردند بدگوى و پيمان‌گُسل [ 172 الف ] به ظلّ عنايات باب گزين * بوند اين سه نوباوهء پاك‌دين كنون نزد موبد بود درس‌خوان * شب و روز در خدمت مهتران چه نوّاب دريادل كامكار * ستون بزرگان اين روزگار به جاى نياكان خود برنشست * بسى لشكر خصم درهم شكست به زور و به زر ، گه به تدبير و راى * سر خصم آورد در زير پاى بناهاى آباد دشمن خراب * نمود و رسانيد بيخش به آب