بود پر ز انواع مردم درش * اگر مهترانند اگر چاكرش
بزرگان و سادات و دانشوران * شب و روز بر درگهش مدحخوان
سيه روى چرخ از تف مطبخش * جهان پر ز آوازهء فرخش
هرآنكس كه آيد ز نزديك و دور * ز سادات و تجّار و اهل شعور
شتابند بر درگه و بار زود * تبرّك برند و كنندش سجود
ببخشد ز غلّات و سيم و درم * فراخور به هر مقبل از بيش و كم
در ايّام دولت ندارد دريغ * به مهمان خود جود و از خصم تيغ
به امّيد هركس به سويش شتافت * به نوميدى از درگهش رخ نتافت
به ميهماننوازى و خلق و كرم * به خوبى بود در زمانه علم
بود ذات او ملجأ خاص و عام * بزرگان به دربار ايشان مدام
بهشتىست آراسته درگهش * زلالى ز حيوان بود بركهاش « 1 »
الهى به فرماندهى جاودان * بود اين نگهبان ملك كيان
به كونين يابد ز دولت مرام * به حقّ محمّد عليه السلام
هامش
( 1 ) . [ عيب قافيه ، چرا كه « ه » در « بركه » بيان حركت است نه « ه » در واژهء « درگه » ( ج . م ) ] .