تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
ايا اى خردمند روشن‌ضمير * به اندازهء كرده‌اش پندگير كسى را كه خالق دهد زور و فرّ * به سعى خلايق نيابد ضرر چراغى كه داننده يزدان فروخت * هرآن‌كس كه پف كرد خود را بسوخت سر آب چون راه رفتن نيافت * از آنجا به ناچار بالا شتافت به اندك زمان زنده شد خشك‌رود * به اقبال داراى نيكى نمود
هامش
- است . دربارهء چگونگى ساختن « بند » ، ذو الفقار كرمانى در كتاب جغرافياى نيمروز ، كه در سال 1288 و 1290 قمرى در سيستان بوده ، مشاهدات خويش را نوشته است . او مىنويسد كه طول بند كِمَّك كه محمّد رضا خان سربندى و هاشم خان شهركى آن را ساخته بودند « 231 ذرع است ، عرض پنجاه ، عمق سى ذرع . تمام اين بند را يك نفر مىبندد . آن شخص از تمام دهات مواجب و حقّى دارد كه همه ساله مىگيرد . جز آن شخص كه حال ( سال 1288 ) نود سال دارد ، ديگر كسى نمىتواند اين بند را ببندد . از قرار مذكور پسرى دارد به سن چهل سال ، علم بستن بند را به پسر خود آموخته است . چون اكثر سال‌ها آب رود بند را از وسط مىشكند ، از ده ذرع الى بيست و پنج ذرع شكسته مىشود . هرزمانى كه بند مىشكند به كلى آب از دهات قطع مىشود . به واسطهء آنكه زمين سطح رود ، از سطح نهرى كه به جهت دهات آب مىبرند ، به قدر ده زرع پست‌تر است ، از جانب حاكم به شخصى كه بندر را مىبندد خبر مىدهند ، در سربند حاضر مىشود ، بازديد خرابى مىكند ، بعد به حاكم خبر مىدهد كه چند نفر عمله‌جات و چند روز كار دارد . از تمام دهات ، عمله‌جات با آذوقه و چند نفر ريش سفيد در سربند از دو طرف يعنى سمت شرقى هيرمند و سمت مغربى حاضر مىشوند . چون چوب گز بيشتر در سمت مشرق هيرمند است ، بيشتر عمله‌جات سمت مشرق هيرمند جمع مىشوند . تركه‌گز از دو ذرع و نيم تا سه ذرع بريده ، دسته مىبندد ، در وزن از ده تا پانزده من تبريز . دسته‌هاى چوب گز بسته شده را از اطراف در سربند حاضر مىكنند . شخص استاد مذكور در نقطه‌اى كه بند شكسته ، از يك طرف شروع مىكند به اين قسم كه به قدر پانصد نفر از مكانى كه دسته‌هاى چوب گز بسته شده را خرمن كرده‌اند تا مكان شكستگى كه استاد ايستاده در دو صف مىايستند ، دست به دست بسته‌هاى چوب گز را از طرف دست راست و از طرف دست چپ به استاد مىدهند . استاد يك دسته به‌طور عمودى و يك دسته به پهلو مىاندازد ، به طورى كه كسى دست او را نمىبيند . در سنهء 1290 [ قمرى ] سفر سيّم كه به سيستان رفته بودم همين بند شكسته شد . خود بنده با هفت هشت هزار نفر از عمله‌جات دهات در سربند حاضر شديم . اين پيرمرد نود ساله همهء عمله‌جات را خسته مىكرد و خود خسته نمىشد . در بعضى نقاط آدم گذاشته كه بعد از بستن ، با جوال رمل آورده دستى مىريختند . تعجب اين است كه اين بند با جريان آب رود به طور عمودى مىباشد . قانون بستن بند از همين قرار تا آنكه از دو طرف برهم وصل شود . » : ( ذو الفقار كرمانى ، جغرافياى نيمروز ، به كوشش عزيز اللّه عطاردى ، دفتر نشر ميراث مكتوب ، تهران 1374 ، صص 108 - 109 )