تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
قد سروقدان برش همچو دال * زبان فصيحان ز تكمينش « 1 » لال غو دورباش درش هر صباح * ز غبرا برآمد به تابنده ماه « 2 » به الف و مأتان و ثالث عشر « 3 » * به برج شهى دولتش گشت بر « 4 » چه آوازهء آن بزرگ عجم * شنيدند هر مهترى بيش و كم بزرگى ز هر شهر دادش پيام * كه باقى تو را باد اين جاه و كام كه ما هم تو را سربه‌سر بنده‌ايم * به فرمان و حكمت سرافكنده‌ايم چو ايمن شد از هر گزند و خطر * به آبادى ملك شد چاره‌گر [ 169 ب ] بسى جاى ويرانه آباد كرد * به آباديش خاطرش شاد كرد بر اين كرد راى قوى اتفاق * كه سازد برى دولتش از نفاق به آبادى ملك ويران شتافت * كزين خوب‌تر هيچ چيزى نيافت حسنكى « 5 » و رود بيابان « 6 » كه بود * بسى قرن‌ها قبل از اين خشك رود
هامش
( 1 ) . شايد : تكليمش . ( 2 ) . [ قافيه معيوب به عيب اكفا است . ( ج . م ) ] . ( 3 ) . سال 1213 ، آغاز نيابت حكومت ملك بهرام خان ( 4 ) . م : بدر . [ ايضا ] . ( 5 ) . تيت دربارهء اين نام مىنويسد در فاصلهء ميان جوين تا زرنج چند منزل هست كه نخستين آنها كرنگ يا كرنج - حسانك و زرنج بوده است . استخرى در گزارش حمله ربيع از حسانك نام برده است و ابن رسته آن را به صورت « حسن » نقل كرده است . طبق نوشتهء استخرى مهاجمين عرب در مسيرى حركت مىكردند كه پنج ميل دور از كركويه بود : « چون عرب‌ها به سوى شمال پيش مىرفتند بنابراين ، هسن [ حسن ] يا هسانك بايد در شمال غربى كركويه باشد و تپه‌هاى قديمى آبادى « تخت شاه » و يا قسمت شرقىتر تپه‌هاى گاوگز احتمالا تپه‌اى ايمن و قديمى هسن مىباشد كه حالا [ زمان حضور تيت در سيستان ] بر رويشان ميل‌هاى مرزى ايران و افغانستان نصب شده است . » ( سيستان ، جلد دوم ، ص 35 ) در زيرنويس همين صفحه توضيح داده شده كه در سيستان كنونى نهرى موجود است كه به نام « حسنكى » يا « هسنكى » مشهور است امّا محلّى به نام « هسلتم » شناخته نمىشود . [ رود حسنكى در شرق « بنجار » جريان داشته است . ج . م ) ] . ( 6 ) . تيت « رود بيابان » را مجراى قديمى هيرمند معرّفى كرده است ( محمّد اعظم سيستانى ، ج 2 ، ص 64 ) « رود بيابان كه از محلّ بندر كمال خان به سوى غرب جريان مىيافته است و امروز خشك است ، بستر اصلى هيرمند در عهد قبل التّاريخ بوده است . زيرا در سواحل اين رودخانهء خشك آثار و شواهدى از عهد برونز به نظر مىخورد كه طبعا جريان هيرمند به باشندگان اين محلّ آب و تابى مىداده است . در -