تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
جهانجوى جوّاد بهرام خان * كه خلق‌اند چون گلّه و او شبان شبانى نداند اگر مرزبان * نگهبانى ملك يابد زيان گُل گلستان سليمان كى * كه ملك كيان يافت زينت ز وى برادرش به نوّاب خورشيدفرّ * ملك ناصر الدّين رضوان‌مقر به فرمان شه نايب نيمروز * ستمكاره و خصم را خانه‌سوز گريزان ز چنگال او اهرمن * به فرزانگان دائما رايزن به عقل و به رأى و به توش و توان * گرو برده از سروران جهان از آن داورا چشم بد دور باد * بدانديش او زنده در گور باد [ 168 الف ] چو فرمان طغراكش ما يشاء * بود بر تمام خلايق روا چنين است رسم قضا و قدر * كه فرزانگان را دهد جاه و فر چنين بود تا بود دهر سپنج * يكى رنج بخشد يكى تاج و گنج چو « 1 » بيند جهان از خديوى تهى * دهد ديگرى را كلاه مهى عروس جهان زار برتافت چهر * به سوى دگر افكند باز مهر يكى را دَرَد ديگرى پرورد * و ليكن نه اين هم از او برخورد كسى را كه داند نگهبان گاه * مر او را دهد پادشاهى إله چو بيند سزاوار فرماندهى * نمايد جهانش سراسر رهى چو اخلاق شايسته داد و متين * ببخشد خدايش سراسر زمين يكى چون برد ديگرى آورد * خردمند فرزانه را پرورد چراغى كه بفروزدش دادگر * ز باد و هنا يا نيابد ضرر چو نوّاب جم‌قدر گردون‌قباب * فريدون‌نسب خان رضوان‌مآب ملك ناصر الدّين از اين خاكدان * روان شد به اقليم دار الجنان ز سوگ برادر و « 2 » فرزند او * كه بودند چون تخمه پيوند او چو پرداخت نوّاب كسرىتبار * دگرگونه ديد آيت روزگار
هامش
( 1 ) . م : چون . ( 2 ) . م : دو .