تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
روانش به پرواز دار السّلام * پريد از بدن با دو صد احترام [ 157 الف ] شتابيد از خواهش بىكران * به فردوس اعلى بر حوريان كيان‌زادگان جمله افغان‌كنان * از اين درد هجرت به سر بر زنان برادرش نوّاب گردون‌وقار * سپهر حيا خان عالىتبار به سر بر زنان از غم و درد وى * همين گفت اى نورس باغ كى چرا رخ از اين دهر دون تافتى * مگر رنجش از زندگى يافتى نبودت مگر دلپسند اين جهان * كه منزل گزيدى به ملك جنان به سر بر زنان جمله اخوان او * غريوان تمامى ز هجران او زدى پور فرخندهء وى به سر * ز جور زمان و ز هجر پدر ز مشكوى او خان با عزّ و جود * برآمد فغان تا به چرخ كبود ز بس شيون و ناله شد بر فلك * رسيدى صدا تا به گوش ملك يكى خيمه بر پاى كردند زود * تو گفتى كه سر بر فلك برده بود ده و دو نفر قارى خوش‌كلام * مقرّر نمودش كه در صبح و شام قرائت نمايند از صدق و جان * به روح شريف خديو كيان يكى تكيه بست او زمان سوگوار * به ماتم نشست او جبال وقار چهل روز نه خواب و آرام بود * به آل كيان روز چون شام بود [ 157 ب ] سران نخع با سران ديار * نهادند رخ بر در شهريار به سادات صوم و صلوات نماز * بدادند از بهر گردن‌فراز كه آمرزش خان جنّت‌مكان * بخواهند از خالق انس و جان پس آنگاه از راه عزّ و شرف * روان كرد نعشش به شاه نجف « 1 » علىّ ولى ابن عمّ رسول * ولى خداوند زوج بتول مفاتيح خيبر امير نجف * كزان انبيا را بود صد شرف به شأنش بود آيهء انّما * ز قرآن دگر سورهء هل اتى
هامش
( 1 ) . م : نعش به شاه و نجف .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 315 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل