تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣

ذكر احوال ملك ناصر الدّين خان

كنون آمدم بر سر مدّعا * به فرمان نوّاب كشورگشا خديو فلك‌قدر عالىگهر * خداوند ديهيم و تاج و كمر چو بهرام گردون بلنداقتدار * مهين بزرگان اين روزگار الهى بود تا ابد ارجمند * به جاى نياكان ز بخت بلند هزار و دويست و ده و دو ز عام * چو بگذشت از هجرت اى نيك‌نام كه در زابل از حكم ربّ ودود * ز بعد پدر وارث گاه بود خديو كيان خان والانژاد * برازندهء مسند كيقباد ملك ناصر الدّين والامكان * پدر بر پدر حاكم سيستان به عهدش نبودى كسى تنگدل * به جز دشمن « 1 » وى كه بودى خجل [ 156 الف ] به غور رعيّت رسيدى چنان * كه يك تن نبودى ز وى دل‌گران به انگشت تدبير او سرفراز * گره مىشد از كار ايّام باز ز بس بود دانا و روشن‌روان * به خوبى مثل بد بر مردمان چو بد شاه ايّام را دوست‌خواه * پى امر او شد به دار الرّفاه كه كار سجستان كند برقرار * به شه حسن خدمت كند آشكار
هامش
( 1 ) . م : دوشمن .