كند كام شيرينت از كينه تلخ * به زودى كند ماه عمر تو سلخ
تو را همسر خاك سازد به دهر * بريزد به كام تو صد گونه زهر
طلاقش كُن اى مرد صاحبوقار * كه اين زن بود با تو ناسازگار
[ 155 ب ] تو را دشمن جان و دين و سراست * به اين نوع زن دشمنى بهتر است
به هر شربت اوست صد گونه زهر * كسى را از آن نيست جز زهر بهر
به اين شوهرانى كه كردهست باز * بود بكر اى مرد گردنفراز
هنوز است در فكر پير و جوان * كه سازد عداوت به ايشان عيان
بود موجب عزّت و احترام * تو را ترك اين زن دگر والسّلام
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: صبورى
ص٣١٢