بكن دستگيرى مرد فقير * كه فرداى محشر شود دستگير
حساب ضعيفان بكن بر حساب * به ياد آر ديوان يوم الحساب
رضاى كريم از رضاى فقير * بجويد خداوند تاج و سرير
در اين بوستان شاه باشد درخت * رعيّت چو بيخ است اى نيكبخت
[ 152 ب ] چو بر بيخ آيد جفا از تبر * بريزد همه برگ و بارش ز سر
كسى در دو گيتى شود ارجمند * كه نامش به خوبى برآيد بلند
صبورى و ناصح تو را بندهاند * ز امداد لطف تو پايندهاند
[ 153 الف ] چو دادند اين نامه زيب تمام * شجرة الملوكش نهادند نام
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: صبورى
ص٣٠٦