خاتمه كتاب در دعا و ثنا
الهى به اعزاز و اكرام تو * به فضل و به جود و به انعام تو
به اسماء پاك تو اى كردگار « 1 » * به نورى كزان عرش شد برقرار
به حقّ ده و دو امام مبين * كه بودند هادى به راه يقين
[ 152 الف ] كه اين جانشين ملوك عجم * نبيند ز ايّام اندوه و غم
به جاى نياكان بود سرفراز * بر آن بگذرد ساليان دراز
سر بدسگالش ز تن دور باد * به مرگش دلشاد و مسرور باد
به فرمان او مهتر محتشم * نموديم اين نامه يكسر رقم
كه ضايع نگردد روزگار * به گيتى بماند از آن يادگار
به خوبى ثمر گردد اندر جهان * چو نامش ميان كهان و مهان
مها گرچه ما بندگان توايم * به خدمت سرافكندگان توايم
نياكانت اى خان والامقام * به خوبى يكايك شمرديم نام
كه ماند ز تو نام تا رستخيز * كز اين به نباشد تو را هيچ چيز
تو را داده چون لطف حقّ فرّ و بخت * به جاى نياكان و با تاج و تخت
به خوشنودى ذات پروردگار * ببخشاى بر زير دستان خوار
هامش
( 1 ) . م : كردكار كار .