ذكر حكومت ملك ناصر خان در سيستان از جانب تيمور شاه افغان
يكى مرد فرزانهء هوشيار * فرستاد بر درگه شهريار
شه شهرياران مه آسمان * جهاندار تيمور روشنروان
كه از بيم تيغش به ميدان جنگ * دريدى دل شير و چرم پلنگ
چو رفت او فرستاده سالار بار * خبر برد در خدمت شهريار
بفرمود تا خلعت و تاج زر * فراخور به شأن يل نامور
فرستند و منشور زابلستان * نويسند بر نام خان جوان
فرستاده منشور و خلعت چو يافت * شتابان سوى زابلستان شتافت
ملك ناصر او كان جود و هنر * چو شد وارث ملك و جاى پدر
همه نامداران زابلزمين * گرفتند بر حضرتش آفرين
به خدمت ببستند گردان ميان * چو ديدند از وى سعادت عيان
[ 151 الف ] چو شش سال بُد حاكم او سرفراز * به اجلال و شوكت به اعزاز و ناز
عطا كردش از لطف پروردگار * گرامى يكى گوهر شاهوار
سعادت ز فرّ و ز چهرش عيان * سزاوار بد مسند سروران
مسمّى ورا كرد « 1 » نوّاب كى * به نام سليمان كى جدّ وى
هامش
( 1 ) . م : كرد ورا .