ز افغان نيايد به ما برگزند * و ليكن بترسيم از اين ارجمند
كه صاحبنژاد است هم باهنر * برازندهء مسند و تاج زر
به اين گفته نتوان شد همداستان * كه گرگى شود بر گله پاسبان
ز گفتار آن فرقهء ناصواب * شهنشاه را تيره گرديد آب
ملك را چنين داد سلطان پيام * از آن ره كه زود آمدى پس خرام
برو در خراسان سپهدار باش * نگهدار آن مرز و هوشيار باش
ملك بازگرديد و آمد به تون * خرد گشته بر دولتش رهنمون
چو در خدمت خان جمشان رسيد * بگفت آنچه از شاه دوران شنيد
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: صبورى
ص٢٠٤