نهاده به فرمانشان گوش و هش * كه فرمان كى آيد بِكُش يا مَكُش
به شهر آمدند آن دو عالىجناب * دل پر ز شوق و دو چشم پر آب
به دربار سلطان با عزّ و جود * ز ره آمدند آن دو زائر فرود
امام امم شافع مجرمان * على ابن موسى شه انس و جان
كه طوف درش شد به قول رسول * برابر به هفتاد حجّ قبول
ز لطف خود اى ايزد كردگار * مراد صبورى و ناصح برآر
كه جاروب او رشك دار السّلام * ز مژگان نمايند هر صبح و شام
نهادند سرها به جاى قدم * پى خاكبوسى دو فخر عجم
فتادند بر خاك چون بندگان * ز صدق يقين چون سرافكندگان
چو پروانهها « 1 » هر دو خان عجم * همى طوف كردند شمع حرم
فراوان زر و گوهر شاهوار * به خدّام كردند هريك نثار
از آن پس برفتند جاى نشست * كه بُد كاخ شاهان يزدانپرست
به خدمت ستادند از خاص و عام * بزرگان شهرى و دهرى « 2 » تمام
دليران به پيش نظر هرطرف * به مانند مژگان كشيدند صف
[ 108 ب ] چنين گفت مهتر به كهتر بار « 3 » * كه اى از ملوك كيان يادگار
تو را دولت و بخت پاينده باد * سر بدسگالت ز تن كنده باد
دلم تنگ گشت از سراى سپنج * تو را دادم اين دولت و تاج و گنج
تو شاداب باشى و روشنروان * به اقبال و دولت بسى ساليان
چو دانم كه دنيا ندارد وفا * از اين روضه يكدم نگردم جدا
به طاعات پيوسته در روز و شب * گشايم به درگاه دادار لب
كه بخشد گذشته گناه مرا * فزايد به فردوس جاه مرا
هامش
( 1 ) . م : پروانها .
( 2 ) . [ شهر و دهر در اينجا احتمالا برگرفته از « شهر و درSar o dar» در گويش سيستانى است . ( ج . م ) ]
( 3 ) . شايد : برار يعنى برادر . اشاره به تصميم ملك محمّد حسين خان و توصيههاى او به برادرش يعنى ملك محمود خان سيستانى است .