تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
نهاده به فرمانشان گوش و هش * كه فرمان كى آيد بِكُش يا مَكُش به شهر آمدند آن دو عالىجناب * دل پر ز شوق و دو چشم پر آب به دربار سلطان با عزّ و جود * ز ره آمدند آن دو زائر فرود امام امم شافع مجرمان * على ابن موسى شه انس و جان كه طوف درش شد به قول رسول * برابر به هفتاد حجّ قبول ز لطف خود اى ايزد كردگار * مراد صبورى و ناصح برآر كه جاروب او رشك دار السّلام * ز مژگان نمايند هر صبح و شام نهادند سرها به جاى قدم * پى خاك‌بوسى دو فخر عجم فتادند بر خاك چون بندگان * ز صدق يقين چون سرافكندگان چو پروانه‌ها « 1 » هر دو خان عجم * همى طوف كردند شمع حرم فراوان زر و گوهر شاهوار * به خدّام كردند هريك نثار از آن پس برفتند جاى نشست * كه بُد كاخ شاهان يزدان‌پرست به خدمت ستادند از خاص و عام * بزرگان شهرى و دهرى « 2 » تمام دليران به پيش نظر هرطرف * به مانند مژگان كشيدند صف [ 108 ب ] چنين گفت مهتر به كهتر بار « 3 » * كه اى از ملوك كيان يادگار تو را دولت و بخت پاينده باد * سر بدسگالت ز تن كنده باد دلم تنگ گشت از سراى سپنج * تو را دادم اين دولت و تاج و گنج تو شاداب باشى و روشن‌روان * به اقبال و دولت بسى ساليان چو دانم كه دنيا ندارد وفا * از اين روضه يكدم نگردم جدا به طاعات پيوسته در روز و شب * گشايم به درگاه دادار لب كه بخشد گذشته گناه مرا * فزايد به فردوس جاه مرا
هامش
( 1 ) . م : پروانها . ( 2 ) . [ شهر و دهر در اينجا احتمالا برگرفته از « شهر و درSar o dar» در گويش سيستانى است . ( ج . م ) ] ( 3 ) . شايد : برار يعنى برادر . اشاره به تصميم ملك محمّد حسين خان و توصيه‌هاى او به برادرش يعنى ملك محمود خان سيستانى است .