رفتن خوانين جماقتدار به ارض اقدس و مشرف شدن به آستانهبوسى [ 107 ب ] حضرت امام رضا - عليه التحيّة و الثّناء -
چنين گفت نوّاب والامقام * كز ايدر ببايد به وفق مرام
به مشهد خراميد بىدرد و رنج * كه هم آخرت دارد و تاج و گنج
ملك را يكى پور بد نامدار * كجا با خرد بود و خنجرگذار
مسمّى به كلبعلى از قول باب * جهان حيا ، معدن جود و آب
به جاى خودش حاكم مرز كرد * فراوان به او پند و اندرز كرد
به فال همايون و بخت بلند * به تأييد دادار بىچون و چند
برون آمدند آن دو عالىجناب * روان سوى مقصد سر پرشتاب
پرآوازه شد چار ركن جهان * ز تشريف آن خسروان كيان
ز كرد و بيات و نشابور و ترك * ز فرس و عرب كوچك و هم بزرگ
به زابل خدا پيشباز آمدند * پى تهنيت چارهساز آمدند
مخالف نشد كس ز فرمانشان * همه راست بستند پيمانشان
غرض تا به ارض مقدّس رسيد * در بسته بر رويشان كس نديد
چو آمد از ايشان به شهر آگهى * كه آمد دو افسر به تخت مهى
همه مرد و زن پيشباز آمدند * ثناگستر و چارهساز آمدند
[ 108 الف ] زمان گاو گردون به چوبينه بست * نشست از زبر تيغش از خور به دست