تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
نبد چون به كف چارهء ديگرش * نهاد آن كيانى كُله بر سرش به خاصان خود داد درب حصار * به ناچار نوّاب صاحب وقار نشست از بر بارهء ره‌نورد * سوى خرگه ميرزا روى كرد چو ميرزا ورا ديد بر پاى خاست « 1 » * ستود و نشانيد بر دست راست « 2 » [ 91 ب ] رُخ ميرزا همچو گل بشكفيد * ملك را چو در پهلوى خويش ديد به خوشنودى گرد فرخنده‌پى * برآشفت با غدرسازان وى ظريف و برادر ز پيشش براند * برآمد ز جا و سپه برنشاند در آن قلعه آمد سرى پرشتاب * به كاخ ملك تكيه زد كامياب ملك بهر مهمان‌نوازى كمر * ببست و بفرمود شير و شكر بيارند با زعفران و گلاب * ز هرگونه‌گون نعمت بىحساب پس از شرط مهمان‌نوازى ز راه * شدى دم‌به‌دم پيش او عذرخواه دل شاهزاده به او گشت نرم * چو ديد آن سرافرازى و لطف گرم « 3 » و ليكن سران قزلباش « 4 » فاش * بگفتند از خصم غافل مباش « 5 » كه درّنده شيرى است روز نبرد * به ناگه برآرد ز جان تو گرد چو بُد ميرزا مست كيف شراب * پسند آمد اين گفتهء ناصواب ز راه خرد چونكه بيگانه شد * طلبكار مردان فرزانه شد ملك را بفرمود كردند بند * ابا خويش و اولاد آن ارجمند چو بگذشت شش روز از اين بىحساب * يكى شب به هنگام شرب شراب سران قزلباش « 6 » ناكرده كار * بگفتند با مهتر بىوقار
هامش
( 1 ) . م : خواست . ( 2 ) . م : براست . ( 3 ) . در متن ، ابتدا اين مصرع به صورت « به گفتند از خصم غافل مباش » آمده ، سپس روى آن خط كشيده‌اند و مصرع حاضر را به خطّى خوش امّا ريزتر روى آن نوشته‌اند . ( 4 ) . م : غزلباش . ( 5 ) . اين بيت به هنگام كتابت آغازين متن در آن نوشته نشده است . به نظر مىرسد پس از آن و به خطّى ديگر در ميانهء ابيات پس و پيش و به خطّى ريزتر افزوده شده است . ( 6 ) . م : غزلباش .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 167 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل