[ 92 الف ] چو خواهى كه نامت برآيد دُرست * به خون سران بايدت دست شُست
بفرماى تا جُمله اولاد كى * ز روى زمين گم نماييم پى
كه آيد سجستان زمين سربهسر * به فرمان و حُكم تو اى نامور
چو بشنيد او مرد پيمانشكن * ز خاصان دربار خود اين سخن
ملك ناصر و هردو فرزند زار * ابا چند تن از نژاد و تبار
به دژخيم فرمود تا سر ز تن * جدا كرد و افكند تن بىكفن
در اين دهر فانى به مال و به جاه * چو نازى چو آخر تو را اينست راه
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: صبورى
ص١٦٨