تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
صفاى ضميرش چو بسيار بود * همان بخت فرخنده بيدار بود ز بس بود داننده پرهنر * به آغاز از انجام بودش خبر به دانش فريدون ايّام بود * به مردانگى رستم و سام بود [ 90 الف ] پدر را بگفتا مكن اعتبار * به قول جوانان ناكرده كار كه نادان نداند نشيب از فراز * در خواهش اوست از حرص باز چو اين قول او را نيامد پسند * پشيمان شد آخر نَبُد سودمند پس آن‌گاه آن مهتر مهتران * به همراه خويشان و نام‌آوران سوى قلعهء فتح « 1 » برداشت راه * شد او حصن چون آسمان جاى ماه ز حدّ زره تا در رودبار * به درگاه آن روز و شب پاسدار چو در چاردانگ آن پاكزاد « 2 » * سپهدار محمود والانژاد به شهزاده رستم رسيد اين خبر * كه آمد به نزديك او شير نر به ياد آمدش كرده‌هاى كُهن * بپيچيد از كينه بر خويشتن به ملك فره از تبارى ملوك * يكى پرخرد بود دور از سلوك كه عبد الله‌اش نام و پرغدر بود * ابر نزد ميرزا ذوى القدر بود به او ميرزا گشت همداستان * كه كُن رخنه در كشور سيستان ز كسرىنژادان والاتبار * يكى را به تدبير سوى من آر كه گردم به محمود اگر چيره‌دست * به قصر جلالش درآرم شكست تو باشى به نزدم گرامى چو جان * ز رأى تو هرگز نپيچم عنان [ 90 ب ] به پاسخ چنين مرد غدّار گفت * كه بادا تو را بخت و اقبال جفت از اين پيش كز امرت اى نامور * به ملك سجستان نمودم گذر ظريف ملك ناصرى كامكار * كه باشد بنى عمّ آن نامدار
هامش
( 1 ) . قلعهء فتح از قلاع كهن سيستان بود كه سپس ملك محمود آن را بازسازى كرد و بناهاى تازه‌اى بدان افزود . اين قلعه در جنوب زرنج قرار داشته است و از مهم‌ترين مراكز سياسى ملوك نيمروز بوده است . [ و هنوز هم در آن سوى مرز كنونى ، در ساحل راست هيرمند ، مكانى شناخته و بنام است . ( ج . م ) ] . ( 2 ) . [ پيشنهاد : چو رفت چاردانگ آن كى پاكزاد » زيرا بدون « رفت » بيت ، فعل ندارد . ( ج . م ) ] .