تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

لشكر فرستادن رستم ميرزا به قلعهء فتح به رزم ملك جلال الدّين محمود خان و شكست يافتن سپاه ميرزا و كشتن ملك محمود خان و گريختن ميرزا به سيستان

وزان پس سپهدار بيدادگر * سپاهى فرستاد پرشوروشر به رزم سرافراز بازيب و فرّ * جلال الدّين آن گرد فيروزگر چو در قلعهء فتح آمد سپاه * سپهدار باشوكت و دستگاه ميان بست از بهر جنگ و قتال * به رسم فريدون منوچهر فال قضا را در اين شب شكستند بند * دو گرد گرانمايهء ارجمند ملك شاه حسين « 1 » و برادر على * كه بودند چون مهر انور جلى كه بودى ملك را برادر پسر * به نزدش گرامى چو نور بصر [ 92 ب ] چو جستند از بند ، شيران نر * روانه به هر جانبى چاره‌گر قضا را تن چند از مهتران * طلب‌كار بودند از بهرشان به هم چون « 2 » رسيدند در تيره شب * گشودند از بهر گُفتار لب گرفتند هريك دگر را كنار * ز بند ملك جملگى سوگوار برفتند از آنجا به ابرو گره * به نزد نقيبان به ملك زره
هامش
( 1 ) . ملك شاه حسين سيستانى ، نويسندهء كتاب احياء الملوك . ( 2 ) . م : چو .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 169 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل