آمدن مظفّر حسين ميرزا از قندهار به سيستان و مواصلت و مصالحه او با نوّاب ملك محمود خان « 1 »
قضا را در آن عصر در قندهار * يكى ميرزا بود فرمانگذار
كه سلطان حسين بود « 2 » او را پدر * بديع الزّمان عمّ آن نامور
بُد او شاهزاده مظفّر لوا * مظفّر حسين نام آن ميرزا
ورا نايبى بود از امر شاه * ز خيل ذوى القدر با دستگاه
خردمند را نام بد حمزه بيك * سرافراز و بادانش و نامنيك « 3 »
[ 81 الف ] به هر كار ملكى بپرداختى * تمامى به تدبير خود ساختى
ز ميرزا نبودى بجز غير نام * سراسر ولايت بد او را به كام
چو ميرزا خبر شد ز داراى كى * كه بنشست بر مسند عمّ وى
به طبعش گران آمد اين داستان * اگرچه ز محمود بُد سيستان
طلب حمزه را كرد گفتا كمر * ببند از پى رزم چون شير نر
برانگيز از جا سپاه مرا * به هامون بزن بارگاه مرا
هامش
( 1 ) . احياء الملوك ، صص 229 - 230 .
( 2 ) . م : « بود » ندارد .
( 3 ) . [ اين بيت عيب قافيه دارد ، مگر به سيستانى خوانده شود . اگرنه « اقوا » است . البته تلفّظ كهن « نيك » به درى هم « نيك » است با فتح نون و در پهلوى« Nevak ». ( ج . م ) ] .